و هم صحرا و موجودات خاكى ، همانگونه خاصيت هم در آن بوده است براى پيدايش موجودات آتشى كه چون در مواد پيدايش از ما تفاوت زياد دارد قابل تماسّ با ما نيست چنان كه همه ى موادّ آبى و خاكى هم براى ما قابل درك نيست مگر قسمتى آن هم بوسيله ابزار علمى امروز و گر نه كس را از عناصر عالم خبر نبود و هم از موجودات ذرّه بينى چنان كه هنوز بشر در كوشش است و هر روزى از موجودات خداوندى چيزى كشف و يا درست مىكند و شايد چون از اين گونه موجود مورد بحث خبرى يا باورى نداشتهاند در پى تحقيق علمى آن نبودهاند و گر نه شايد مىتوانستند تاكنون نشانه اى از آن بدست آرند چنان كه بسيارى چيزها امروز با ابزار تازه و وارسى علمى پيدا كردهاند كه بروزگاران از آن بى خبر بودهاند و شايد روزى حسّ ششم كه انشتين گمان كرده است نمودار شود و با آن نيرو موجوداتى به اندازه ى ديدنيهاى خود پيدا كنند .
3 - آيت 33 « يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ » كه روى سخن با دو گروه جنّ و انس شده است شايد از آن روى بوده كه چون عرب آن را آميخته با خود مىدانسته است و گاهى از كاهن و جادو جلوگيرى از آسيب او را مىخواسته است از اينروى آن را با آدمى آميخته است و روى سخن با هر دو شده است تا آن عربها به خود آيند و به بيچارگى خود و قدرت حقّ تن در دهند اين است كه گفته شده است آن موجودات مرموز كه شما از آن ترسناك هستيد در برابر حقّ چون شما بيچارهاند و گر نه آنها يا شما هر كدام مىتوانيد از كناره هاى آسمان و زمين از قدرت حقّ فرار كنيد .
4 - آيت 41 « يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ - الخ » شايد اين مطلب را بفهماند :
پيدايش آدمى در عالم ديگر همان كردار دوران زندگى او است و يا اشتداد نفسانى پديد شده از اعمال جسمانى ، از اين روى گفته شده است : بدكار از چهره اش نمايان است يعنى آنچه بد كرده است چهره اش به صورت كارهاى بد در آمده است ، پس البتّه نكوكار همچنين خواهد بود .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥٠