ابو الفتوح : يعنى دو درياى شور و شيرين بهم روان كرد تا آميخته شد .
و مقصود از « لا يَبْغِيانِ » يعنى ميانشان جلوگيرى است كه آب شور ، شيرين را نابود نكند و بعضى گفتند : تا بر مردم ستم نكنند يعنى غرقشان نكنند و در تفسير اهل بيت است كه مراد به دو دريا فاطمه و علىّ ( ع ) است كه يكى درياى شجاعت و علم و حيا است و ديگرى درياى طهارت و حلم و وفا است و برزخ در ميان پيغمبر ( ص ) است و لؤلؤ مرجان كه از دو دريا بيرون مىشود حسين و حسن ( ع ) است و اين معنى در كشف الاسرار از سفيان ثورى نقل شده است .
فى ظلال : مقصود از بحرين آب شور درياها است و شيرين رودها و اين تقسيم و آميختن تصادف نبوده است كه با نقشه هاى شگفت انجام شده است :
چون آب شور درياها سه چهارم سطح كره ى زمين را فرا گرفته است كه بعضى ببعضى پيوسته شده است و در برابر بخارهاى سمى و كشنده كه از زمين بر ميخيزد باز هم هواء سالم و قابل زندگى حيوان و آدم است . براى اينكه از تابش خورشيد بر اين انبوه آب دريا بخار بالا مىرود و به رسيدن طبقات سرد آنجا به صورت باران بر ميگردد و هوا را از گازهاى سمى پاك مىكند و قابل زندگى و هم رودها و آب شيرين و سرمايه ى زندگى فراهم مىكند ، و با اينكه رودهاى شيرين به دريا مىريزد شورى و طبيعت آن را عوض نمىكند و دريا هم بواسطه ى گودى برودها مسلَّط نمىشود و مصبّ آن را پر نمىكند و هيچيك جلوگير از وظيفه ى ديگرى نمىشود و همين است معنى « بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ » كه بقدرت حقّ هميشه اين فاصله هست تا تجاوز بيكدگر نباشد .
كشف نوشته : و از تخصيصات و تشريفات آدمى يكى آن است كه در نهاد وى دو بحر آفريده : يكى بحر سر ، ديگر بحر دل و اليه الاشاره بقوله عزّ و جلّ « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ » ، از بحر سر لؤلؤ مشاهدت و معاينت برون آيد و از بحر دل مرجان موافقت و مكاشفت و ذلك قوله « يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ » هر دو در نهاد وى تعبيه كرده و حاجز قدرت ميان هر دو بداشته ، و گفتهاند :
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 143
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٤٣