تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
مجمع : ابن عبّاس گفته است : كلمه ى انسان در آيت جلو يعنى آدم ابو البشر و معنى اين است : ياد داد همه ى نامها و لغتها را . و امام صادق ( ع ) فرمود : بيان اسم اعظم است كه بوسيله ى آن همه چيز را مىآموزد . و بعضى گفته‌اند : مقصود ياد دادن بجنس آدميزاد است سخن گفتن و نوشتن و فهميدن و فهماندن . جبّائى گفته است : مقصود كلام و سخن گفتن است كه خواسته ى خود را نمودار مىكند و از دگر حيوانات جدايش مىدارد . كشف نوشته : علَّمه البيان : علم اسماء است كه وى را در آموخت و به آن يك علم او را بر فرشتگان پيشى داد تا از بهر وى بجواب فرشتگان گفت « إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ » اى عجبا ، اسرار ربوبيت جايهائى آشكار شود كه عقول عقلا هرگز بدان نرسد . مشتى خاك را چه اهليت آن بود كه سكان حظائر قدس و خطباء منابر انس پيش وى سجده برند ؟ نه نه كه آن مرتبت و منقبت و منزلت نه دربان گل را بود كه آن ، سلطان دل را بود « و القلب بين اصبعين من اصابع الرّحمن » . « وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدانِ » 6 طبرى : 1 - ابن عبّاس گفته است : نجم گياه است و شجر درخت است 2 - مجاهد گفته است : مقصود از نجم ستاره است . و مقصود از سجودشان سايه ى آنها است ، قتاده گفته است : هر چه خدا آفريده است خواه و ناخواه او را مىپرستد . تأويلات كاشانى : نجم يعنى نفس حيوانى نورانى كه بواسطه ى شعور حسّى تن آدمى را كه چون شب تيره است روشن دارد و شجر كنايه است از نفس نباتى كه موجب نمو و افزايش آن است و معنى سجده ى آنها و پيشانى بر زمين نهادنشان توجه كامل روح نباتى و حيوانى است بتن فرومايه ى چون زمين كه همه ى كارشان پرورش و افزايش آن است . فخر : چون در حقيقت سر درخت و گياه همان ريشه آنهاست كه از آن غذا مىخورد و اگر آن را ببرند خشك مىشود بمانند حيوان كه از سر غذا مىخورد و اگر بريده شود مىميرد و اينكه شاخه ى درخت را سر درخت مىنامند از اين رو