تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
قدرت خود بجاى گذارديم . « فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ » 15 ابو الفتوح : 1 - يعنى كسى هست كه ياد كند ؟ و انديشه كند و بترسد و پند گيرد ؟ 2 - آيا كسى هست كه بدنبال علم باشد كه چيزى ياد بگيرد ؟ تا او را كمك كنند . « يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ » 17 فخر : 1 - قرآن را براى حفظ و از بر كردن آسان كرديم پس كسى است كه آن را از بر كند و بخواند ؟ 2 - آن را براى پند گرفتن آسان كرديم پس آيا هست كسى كه متذكّر شود و ياد آرد و پند گيرد ؟ 3 - يعنى آن را بجورى كرديم كه بدلها بچسبد و از شنيدنش لذّت برند و دلگير نشوند 4 - چون براى نوح معجزه ى طوفان و كشتى بود براى پيغمبر ( ص ) قرآن يادآورى شد كه آسان است و همه كس فهم و هميشه باقى كه نه محتاج هست كه كس از تو نماياندن آن را بخواهد و نه بعد از تو كسى منكر آن شود . پس آيا كسى هست كه بفطرت و نهاد خود متوجّه شود و نيازى بيادآورى ديگر نداشته باشد و از آن بهره مند شود . « أبَشَراً مِنَّا واحِداً » 24 مجمع : « بَشَراً » با رفع و نصب هر دو خوانده‌اند كه در صورت رفع نايب فاعل يبعث باشد يعنى آيا آدمى فرستاده شده است و در صورت نصب حال است . « ضَلالٍ وَسُعُرٍ » 24 ابو الفتوح : ابن عبّاس گفت : 1 - به گمراهى و گرفتارى هستيم 2 - در رنج هستيم 3 - در آتش افروخته باشيم 4 - فرّاء گفت در ديوانگى باشيم 5 - وهب گفت : بدورى از حقّ خواهيم بود . « سَيَعْلَمُونَ غَداً » 26 ابو الفتوح : با تاء به صورت دوّم شخص و يا به صيغه ى سوّم شخص خوانده شده است و گفته‌اند نقل سخن صالح است يعنى صالح گفت : فرداى قيامت بدانند و بعضى گفته‌اند سخن حقّ است با ايشان كه به قيامت معلوم شود . كشف : بعضى گفته‌اند : مقصود از « غَداً » فردا و روز گرفتارى است يعنى