تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
سخن ما : 1 - آيات اوّل و دوّم راى شايد بتوان چنين معنى كرد : اگر ماه بشكافد كه رستاخيز نزديك شود و كافران چنين آيتى بينند گويند : جادوى هميشگى اين محمّد است ، زيرا : اوّل - اگر ماه جورى بشكافد كه پندارند رستاخيز بر - پا شد بايستى بيچاره شوند و بزارى افتند و آيه چنين مىگفت : ماه شكافت كه گوئى قيامت به پا شد . دوّم - نه آنچه انجام اين قضيّه راى نقل كرده است و نه روش آيه هيچكدام نشان نمىدهد كه در آن موقع عربها بيچاره شدند چون به آيه گفته است در برابر چنين پيش آمد بعجز و بيچارگى گفتند : جادوى زود گذر است ، و اين بر خلاف معنى آيات جلو است كه از شكافتن ماه گوئى رستاخيز به پا شد . زيرا در چنين موقع بايد همگى به زانو در آيند و زارى كنند تا آسوده شوند نه كه بر سر سختى خود باشند و آن راى جادو نامند بعلاوه كه نقل كرده‌اند : در آن هنگام پيغمبر فرمود « اشهدوا ، اشهدوا » يعنى بنگريد كه چگونه ماه شكافته شده است و شكاف بهم پيوست و دوباره شكافته شد ، با اينكه در اين حالت پوشيدگى و خفائى در كار نبوده است كه پيغمبر وادار فرمايد به نظر كردن و ديدن . سوّم - ظاهر از جملهء « إِنْ يَرَوْا - الخ » اين است كه آيت و معجزه نبوده است و اگر آيتى باشد آنها نمىپذيرند و گويند : جادو است . پس شايد اين معنى كه ما احتمال داديم به روش آيه و سبك سخن نزديكتر باشد . بعلاوه كه اگر نوح كشتى ساخت و طوفان به پا شد ، در برابر ، مردم درست فكر و با ايمان سلامت ماندند و كجرفتاران نابود شدند . اگر آتش بر ابراهيم برد و سلام شد سودش آن بود كه شخصيّت بزرگ جهانى و بنيان گذار يكتا پرستى آسوده ماند و نابود نشد . و اگر عصاى موسى اژدها شد جادوهاى دربار فرعون و ديگران را مؤمن كرد . و اگر عيساى مسيح كور و پيس شفا مىداد مردم بدنبالش روانه مىشدند و سخنش مىپذيرفتند . ولى اين حادثه ى انحصارى جهانى و اعجاز اختصاصى پيغمبر چه نتيجه داد جز كه بر بدبختى عربها افزود و آن را جادو ناميدند و بدنبال آن افزايش ايمان مؤمنى يا پيدايش ايمان بدل كافرى كه از راه اين اعجاز باشد نقل نشده