« ما فِيه مُزْدَجَرٌ » 4 مجمع : 1 - يعنى اخبار گذشتگان و آنچه بر سرشان آمد در قرآن است و وسيله ى جلوگيرى كافران است و پند ايشان .
« حِكْمَةٌ بالِغَةٌ » 5 كشف : 1 - يعنى آنچه جلوگير كافران است حكمتى است بالغ و رسا 2 - قرآن حكمت بالغى است و رسا 3 - قرآن حكمتى است از خداوند رسيده بمردم .
« فَما تُغْنِ النُّذُرُ » 5 كشف : 1 - يعنى بيم و نويدها سودى نمىدهد 2 - يعنى چه چيز موجب بىنيازى از بيم و نويد است اگر آن خود سود آور نباشد و « نذر » دو معنى مىشود : يا مصدر است بمعنى انذار يا جمع نذير است يعنى آنها كه بيم و نويد مىدهند و پيغمبران .
« شَيْءٍ نُكُرٍ » 6 مجمع : « نُكُرٍ » با ضمّ و سكون كاف هر دو قرائت شده است و « خشع » در آيهء بعد با الف به صورت اسم فاعل خوانده شده است .
« فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ - الخ » 6 مجمع : 1 - در عنهم وقف است و جمله تمام يعنى اعتنائى بكافران مكن و « يَوْمَ - الخ » آغاز جملهء ديگرى است 2 - يعنى در آن روز كه داعى دعوت مىكند تو اعتنا بكافران مكن و براى آنها شفاعت مكن چون به دنيا سخنت نپذيرفتند 3 - روى از آنها بگردان كه روز دعوت مىبينند سزاى خود را 4 - رو بگردان از آنها كه به آن روز چشمهاشان فرو افتاده است و بىاراده بسوى دعوت مىدوند 5 - پرواشان مدار و بانديشه ى آن روز باش .
« تَجْرِي بِأَعْيُنِنا » 14 مجمع : 1 - به نگهبانى ما كشتى بر آب روانه شد .
2 - بحضور مأمورين و فرشتگان ما روانه شد 3 - روى چشمه هاى آب كه ما از زمين در آورديم كشتى روانه شد .
« تَرَكْناها آيَةً » 15 مجمع : يعنى اين عمل كشتى سازى و طوفان و غرق را نشانه ى قدرت خود قرار داديم .
كشف : ياد گرفتن ساختن كشتى و كشتىهاى جهان را براى نشانه ى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٢٥