تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
حلقه هاى بهم پيوسته دور مىزند و شنونده را به اين جمله ها مىلرزاند و ميفشارد كه « فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ » باز او را مجال تنفّس مىدهد و مىگويد « لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ » . اين سوره بخشهاى متناوب و متناسبى دارد كه آغاز هر يك رعب و لرزى خاصّ در دل ايجاد مىكند و چون انجام يافت ديگرى سختتر و هولناكتر آغاز مىشود و در پايان سوره فضائى نرم و آرام و اميد بخش فراهم شده است و گفته « فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ » . سر آغاز سوره خيره كننده و پيوند گسل است و شنونده را سختتر از آنچه به چشم ديده بدل مىلرزاند كه رستاخيز نزديك شد از پس آن ، حادثه ى جوّى و شكافتن ماه را به ياد مىآورد . و روايات متواتر آن را نقل كرده است كه در مكّه و پيش از هجرت بوده است و فقط از عبد اللَّه مسعود نقل شده است كه در منى بوده است و كافران منكر اين حادثه نشدند و گر نه گفته ى آنها نقل مىشد . اينجا يك مطلب هست كه آيت شكافتن ماه ناسازگار است با مفهوم آيتى كه مىگويد پيغمبر مانند گذشتگان نيست كه مأمور معجزه نشان دادن باشد ، سوره اسراء آيت 59 « وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ » يعنى چون پيشينيان آيات را دروغ شمردند ما را جلوگير از فرستادن آيت و معجزه شد . و نيز در همان سوره از 88 تا 93 گفته شده است كه پيغمبر فقط آدم است و فرستاده ى حقّ و يگانه معجزه ى او قرآن است كه هر كه مرد ميدان است مانندش بياورد . پس پاره شدن ماه براى پذيرش خواهش كافران بعنوان يك معجزه بر خلاف نصوص قرآنى است و نيز بر خلاف روش الهامات به پيغمبر است ، چون وحى به آن حضرت فقط با قرآن بوده است كه خود معجز نمايانى است و با همين قرآن خود پيغمبر را مىكشاند به سوى مطالعه و باريك بينى در آيات حقّ كه در موجودات نمايان است و هم در حوادث تاريخى پس قضيّه ى شقّ القمر را كه به موجب حديث متواتر قبول مىكنيم نه براى اثبات پيغمبرى آن حضرت است بلكه براى بزرگداشت او و نماياندن مقام نبوّت است .