و رسيدن هنگام آن ، پس « اقْتَرَبَتِ » يعنى نزديك شد و وقتش رسيد و در وزن افتعل معنى مبالغه است مثل اقتدر يعنى زياد توانا بود و « اشتوى » يعنى زياد كباب درست كرد . و هر كس مثل حسن بصرى و بلخى منكر شد كه شق القمر شده است و بخواهد بگويد در آينده خواهد شد دست بردار از ظاهر قرآن شده است ، چون كلمه ى « انْشَقَّ » معنى گذشته را مىفهماند يعنى شكافته شد و اگر بگوئيم مقصود آينده است معنى مجازى آن خواهد بود . و شكافتن ماه روايت شده است از عبد اللَّه مسعود و انس مالك و ابن عمر و حذيفه و ابن عبّاس و جبير بن مطعم و مجاهد و ابراهيم و مسلمانان اجماع بر آن كردهاند ، پس اعتنائى بقول مخالف نيست چون بر خلاف مشهور ميان اصحاب پيغمبر است و عقيده اى است كه طرف - دارش كم است .
حسينى نوشته : فرد :
گشت ماه چارده بر لوح سبزه ى چرخ چون خامه ى دبير ز تيغ سنان او روح البيان : عطَّار گفته :
ماه را انگشت او بشكافته
مهر از فرمانش از پس تافته
و جامى گفت :
چو مه را بر سر تير اشارت
زد از سبّابه ى معجز بشارت
دو نون شد نيم دور حلقه ى ماه
چهل را ساخت او شصت از دو پنجاه
بلى چون داشت دستش بر قلم پشت
رقم زد خطَّ شق بر مه دو انگشت
و در مثنوى است :
پس قمر كه امر بشنيد و شتافت
پس دو نيمه گشت بر چرخ و شكافت
صافى : قمّى گفته است : يعنى قيامت نزديك شد و پس از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله خبرى نيست مگر قيامت و پيغمبرى و رسالت نخواهد بود . و نيز قمّى گفته است :
روايت شده است : يعنى ظهور قائم نزديك است .