« اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ » 1 طبرى : يعنى آن ساعت كه رستاخيز به پا مىشود نزديك شد . و مقصود ترساندن مردم است بنزديك شدن قيامت و نابودى جهان و آمادگى مردم براى سختى قيامت پيش از فرا رسيدن آن و آنگاه كه هنوز پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بمكّه بود مردم آنجا معجزه اى خواستند آن حضرت شكافتن ماه را به آنها نشان داد براى راستى سخن و درستى پيغمبرى خود و چون به آنها نماياند گفتند : محمّد ما را جادو كرد و اين است معنى اين آيه تا « سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ » .
و انس مالك گفته است از پيغمبر خواستند آيتى بنماياند آن حضرت قمر را دو پاره نشان داد بطورىكه كوه حرا را از ميان آن دو ديدند . و نيز او گفته است دو بار شكافتن ماه را بمردم مكه نشان داد .
و نيز ابو الفتوح نوشته است : حذيفه خواند « و قد انشقّ القمر » و چنان است كه انشقاق قمر بعلامت قيام ساعت كرد و گفت : از اعلام قرب قيام ساعت يكى انشاق قمر است چون قمر شكافته شد وقت آمد كه قيامت برخيزد ، و عطا گفت : معنى آن است كه « و سينشقّ القمر » و ماه شكافته خواهد شد يعنى هنوز وقت نيست و اين خلاف اجماع است .
مجمع : ابن مسعود گفته است : ماه دو پاره شد و پيغمبر فرمود : بنگريد ، بنگريد و نيز او گفته است : سوگند به خدا كه كوه حرا را از ميان دو پاره ى ماه ديدم . و اين مطلب را گروهى از اصحاب روايت كردهاند كه اين چند نفر از آنها را نام مىبريم : عبد اللَّه مسعود ، انس مالك ، حذيفة بن اليمان و عبد اللَّه بن عمر و گروهى از مفسّرين اين عقيده را دارند مگر عثمان بن عطا كه از پدرش نقل كرده است كه معناى آيه اين است « سينشقّ القمر » و همين معنى از حسن بصرى نقل شده است و بلخى نيز شقّ القمر را انكار كرده است ولى اين عقيده درست نيست زيرا مسلمين بر آن اجماع كردهاند و شهرتى كه ميان اصحاب پيغمبر داشته است جلوگير است از اينكه كسى آن را منكر شود ، و اگر كسى خرده گيرى كند كه چه شد ماه شكافت و ديگر مردم جهان نديدند و تاريخ آن را ضبط نكرد ؟ جواب اين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١١٨