31 كه آوازى چنان سخت بر سرشان آورديم تا چون گياه خشك در چاله كرده بودند
32 اكنون قرآن را براى ياد گذشته و انديشه ى آينده آماده كردهايم پس شود كسى پند از آن گيرد ؟
33 و مردم لوط سخن او باور نداشتند
34 و ما بر آنها ز باد سنگريزه بريختيم جز خاندان لوط كه بسحرگاهان رهانديم
35 و اين نعمتى از سوى ما بود كه چنين پاداش دهيم آنكه سپاسگزار است و قدر نعمت شناسد
36 و البتّه لوط ز سختى ما ترساندشان ليكن دو دل بودند و در بيم و نويدش بجدل
37 و از ميهمانان او كام خواستند و ما چشمشان بپوشانديم و گفتيم : بچشيد : آزار ما و [ دنباله ى پيكار با ] بيم و نويد ما .
38 چه بامدادان بسحرگاهان پيوسته آزارى بر سرشان رفت
39 و گفتيم بچشيد عذاب و سزاى نافرمانى بيم و نويد ما را
40 و البتّه اين قرآن را براى پند مردم آسان كرديم پس شود كسى به ياد حقّ باشد ؟
41 و هم خاندان فرعونى را بيم - آوران بودند
42 و ايشان همه ى نشانهاى ما دروغ پنداشتند پس ما چنان سخت گرفتارشان كرديم كه گوئى بچنگال سرورى توانا مانده اند
43 [ اى محمّد از اين عربها بپرس ] مگر كافران شما بهتر و زورمندتر از آن گذشتگان هستند و يا نوشته ى آزادى بدستتان دادند
44 يا پندارند گروهند و هم پشت يكدگرند ؟
45 ولى به زودى همگانشان شكسته شوند و پشت بگردانند [ روى بگريز ]
46 بلى ميعادشان برستاخيز است كه تلختر است و ناگوارتر
47 و البتّه بدكاران بگمراهيند و آتش
48 در آن روز كه به روى بآتششان كشند [ و گويندشان ] پساوش آتش بچشيد
49 چه ما همه چيز به اندازه آفريديم [ و بسرانجامش رسانيم ]
50 و فرمان ما جز همانند يك چشم بر هم زدن نيست
51 و البتّه پيروان دينتان نابود كرديم پس كسى هست ياد آن كند ؟
52 چون آنچه كردند بكارنامه ها بود
53 كه كوچك و بزرگ آن از قلم نيفتاد
54 و البتّه پرهيزكاران به بستانها بر كنار نهرهايند
55 بجايگاه راستى كه پيشگاه سلطان توانا بود .
سخن مفسرين : ابو الفتوح : اين سوره مكّى و پنجاه و پنج آيه است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١١٧