تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
31 كه آوازى چنان سخت بر سرشان آورديم تا چون گياه خشك در چاله كرده بودند 32 اكنون قرآن را براى ياد گذشته و انديشه ى آينده آماده كرده‌ايم پس شود كسى پند از آن گيرد ؟ 33 و مردم لوط سخن او باور نداشتند 34 و ما بر آنها ز باد سنگريزه بريختيم جز خاندان لوط كه بسحرگاهان رهانديم 35 و اين نعمتى از سوى ما بود كه چنين پاداش دهيم آنكه سپاسگزار است و قدر نعمت شناسد 36 و البتّه لوط ز سختى ما ترساندشان ليكن دو دل بودند و در بيم و نويدش بجدل 37 و از ميهمانان او كام خواستند و ما چشمشان بپوشانديم و گفتيم : بچشيد : آزار ما و [ دنباله ى پيكار با ] بيم و نويد ما . 38 چه بامدادان بسحرگاهان پيوسته آزارى بر سرشان رفت 39 و گفتيم بچشيد عذاب و سزاى نافرمانى بيم و نويد ما را 40 و البتّه اين قرآن را براى پند مردم آسان كرديم پس شود كسى به ياد حقّ باشد ؟ 41 و هم خاندان فرعونى را بيم - آوران بودند 42 و ايشان همه ى نشانهاى ما دروغ پنداشتند پس ما چنان سخت گرفتارشان كرديم كه گوئى بچنگال سرورى توانا مانده اند 43 [ اى محمّد از اين عربها بپرس ] مگر كافران شما بهتر و زورمندتر از آن گذشتگان هستند و يا نوشته ى آزادى بدستتان دادند 44 يا پندارند گروهند و هم پشت يكدگرند ؟ 45 ولى به زودى همگانشان شكسته شوند و پشت بگردانند [ روى بگريز ] 46 بلى ميعادشان برستاخيز است كه تلختر است و ناگوارتر 47 و البتّه بدكاران بگمراهيند و آتش 48 در آن روز كه به روى بآتششان كشند [ و گويندشان ] پساوش آتش بچشيد 49 چه ما همه چيز به اندازه آفريديم [ و بسرانجامش رسانيم ] 50 و فرمان ما جز همانند يك چشم بر هم زدن نيست 51 و البتّه پيروان دينتان نابود كرديم پس كسى هست ياد آن كند ؟ 52 چون آنچه كردند بكارنامه ها بود 53 كه كوچك و بزرگ آن از قلم نيفتاد 54 و البتّه پرهيزكاران به بستانها بر كنار نهرهايند 55 بجايگاه راستى كه پيشگاه سلطان توانا بود . سخن مفسرين : ابو الفتوح : اين سوره مكّى و پنجاه و پنج آيه است .