تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
حبشه رسيد و همه شاد شدند و به مكه آمدند باميد اينكه مردم مكّه مسلمان شده‌اند و البتّه معلوم است كه اين جمله ها ساختگى است و غير قابل قبول ولى ممكن است عربها با پيغمبر به سجده رفته باشند نه بواسطه ى آن جمله هاى مجعول بلكه چون خود روزى از قارى خوش لحنى شنيدم كه اين سوره را ميخواند و من در برابر هر آيتى از آن خود را برابر پيغمبر مىديدم كه گويا اين جمله ها را مىگويد و مىشنوم و از سوگندش خاطرم آرام مىشود و از سير ملكوت و ديدار جبرئيل همان منظره در جلو چشم مجسّم مىشود كه محمد است و جبرئيل و سدرة - المنتهى و در نقل خرافات و نام بتها ديده ى حقارت و مهانت من بسوى چند پاره سنگ گشوده مىشد و گويا مىديدم با چه پستى و نادانى اين بتها در جلو من نمايان شده است و همچنين در هر قسمتى از اين سوره خود را برابر پيغمبر مىديدم كه مفاد آنها در جلو چشمم نمودار شده است و گويا آنچه آن روز پيغمبر گفته است و امروز از زبان اين قارى به گوش من مىرسد حقايقى است نمودار كه يكايك از جلو من مىگذرد و هر كدام اثر مخصوص خود را در تمام عروق و اعصاب من بجا مىگذارد ، و چون جمله ى آخر و فرمان به سجده بگوشم رسيد لرزه اى سخت از دل تا تمام رگ و پيوندهايم را فرا گرفت و گويا همه ى بدنم از هم جدا مىشود و اختيار خود را چنان از دست داده و اشكهايم سرازير شده بود كه به هيچ كوشش و نيرو جلوگيريش ممكنم نبود . و با اينكه بارها اين سوره را خوانده بودم اثر خاصّ اين نوبت بود كه به اين گونه روح و تنم را دگرگون كرد ، و اين خود سرّ قرآن است و نفوذ آن در دلها و چنين خاصيت و اقتضاى آيات بوده است كه در دل اعراب اثر كرده است و آنها را به سجده انداخته است بخصوص كه از زبان پيغمبر ( ص ) و نفوذ صوت و سخن آن حضرت بوده است و اثر سخن و صوت پيغمبر نمونه هائى داشته است كه يكى سرگذشت عتبة بن ابى ربيعه است چون اعراب او را حضور پيغمبر فرستادند تا با آن حضرت سخن گويد و از بدگوئى خداها و بتها بازش دارد و قرار بگذارد كه آنچه بخواهد بپذيرند چه سرمايه