مثال عوالم خلق خداوندى كه شما نمىتوانيد درك كنيد به چند جور آفريده شده است .
4 - آيت 24 « أَمْ لِلإِنْسانِ - الخ » علاوه بر اينكه مىفهماند انسان هر آرزوى غلط كه مىكند و پاره هاى سنگ و درخت را دختر خدا مىپندارد هرگز قابل انجام و تحقق نيست ، اشاره است بيك حقيقت كلى و تربيت آدمى كه پى آرزوى غلط نباشد چون آنچه آرزو كند بر آوردنى نيست گرچه همه چيز از آغاز تا بانجام در قدرت خدا است ولى بايستى چيزى آرزو شود كه بموجب عقل و دين قابل پيدايش است و براى او شدنى است ، ور نه آرزوى انسان هرگز پايان پذير نيست .
5 - آيت 26 جمله ى « لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّه » نشان مىدهد كه هيچ شفاعت و ميانجيگرى از موجودات عاليه كه ملك باشد فراهم نيست جز باذن خدا يعنى بسرنوشت و تقدير آدمى كه در نصيب هر كس از كار زندگى و پس از مرگ او پاى ميانى هيچ آفريده اثر ندارد جز سرنوشت خداوندى و بس .
6 - آيت 28 جمله ى « إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي - الخ » شايد نظر به اين مطلب نباشد كه ظن و گمان بطور كلى براى آدمى ارزش ندارد بلكه ممكن است اشاره باشد بپندار بيهوده ى اعراب كه درخت و سنگ را دختر خدا و ميانجى ميان خالق و مخلوق فرض مىكردند و الف و لام « الظَّنَّ » اشاره باشد به همان چه آنها گمان مىكردند كه البتّه آنجور گمان هرگز جايگير حق نمىشود .
7 - آيت 32 « فَلا تُزَكُّوا - الخ » ابو الفتوح نقل كرده است : گروهى به عبادات خود افتخار مىكردند اين جمله براى جلوگيرى آنها است . ولى شايد از اول تا آخر آيه را كه مطالعه كنيم به اين نتيجه برسيم : جمله ى « تُزَكُّوا » مشتقّ است از « تزكية النّفس » بمعنى خود ستائى و در اول آيه گفته شده است : اگر كسى از گناه دورى كرد و اندك خطائى از او سر زد خداوند او را ميآمرزد چون
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١١٢