مردى بوده است كه براى حاج اين خدمت را انجام مىداده است و پس از مرگش سر گور او ماندند و او را پرستيدند و به اين نام مشهور شد . و عزّى نام چند درخت بوده است كه آنها را مىپرستيدند و بعضى گفتهاند : سنگى سفيد بوده است و بعضى گفتهاند : خانه اى در طائف بوده است . و بعضى گفتهاند :
خانه اى در بطن نخله بوده است كه نام محلَّى است . و منات نام خانه اى بوده است كه قبيله ى بنى كعب آن را مىپرستيدهاند . و بعضى گفتهاند لات و منات و عزى نام سه پاره ى سنگ بوده است بدرون كعبه كه آن را مىپرستيدند مجمع : در كلمه ى مناة اختلاف قرائت است و لات سنگى بوده است كه مردى در بازار عكاظ آرد تفت داده كه سويق مىنامند با روغن مىفروخت و چون مشترى مىآمد او آرد و روغن را روى سنگى مىآميخت و به مشترى مىداد و چون او مرد ، مردم قبيله ى ثقيف براى احترام او آن سنگ را بت خود قرار دادند و كلمه ى « ضِيزى » با همزه « ضِيزى » نيز خوانده شده است .
« وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى » 20 طنطاوى : نام سنگى بوده است در قبيلهء هذيل و خزاعه يا ثقيف كه خون قربانى و ديگر آداب دينى خود را جلو آن مىريختهاند . و كلمه ى « اخرى » صفت نكوهش و تحقير است يعنى پست و ناچيز و اكنون در ميان ما مصريها اين كلمه بمعنى پستى در قدر و شرف است .
« إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ - الخ » 28 فخر : در كارهاى مصلحتى روزانه و وظائف شرعى و عرفى كه دسترس بعلم نيست بايد به ظن و گمان رفتار كرد ولى در عقايد و امور قلبى نمىتوان بظنّ و گمان رفتار كرد . و كلمه ى « حق » در جملهء « إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ » شايد مقصود خداوند باشد چنان كه در آيت ديگر گفته شده است « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ » كه كلمه ى حقّ براى وصف اللَّه آورده شده است پس در آيه هم معنى اين است : گمان از اوصاف حق بىنياز نميكند و به گمان نمىتوان اوصاف حقّ را تشخيص داد و معلوم كرد .
طنطاوى : حقيقت و درستى هر چيز با علم و يقين روشن مىشود نه با
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٠٥