تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ديد بحث و جدال مىكنيد با اينكه او درست ديد و دروغ نديد . و بقراءت دوّم از « مريت حقّه » است يعنى انكار حقّ او كردم و معنى آيه اين مىشود كه چرا سخن محمّد را كه درست است انكار مىكنيد ؟ صافى : يعنى يك بار ديگر بواسطه ى فرود آمدن و نزديك شدن جبرئيل او را ديد . « عِنْدَ سِدْرَةِ - الخ » 14 تبيان : بگفته ى ابن مسعود يعنى آنجائى كه هر چه به آسمان بالا مىرود در آنجا آخر مىشود . بعضى گفته‌اند : يعنى ارواح شهداء آنجا مىرود . ابو الفتوح نوشته است : رسول عليه السّلام او را بر آن صورت دو بار ديد يك بار باوّل نوبت كه وحى آمد و رسول بر كوه حرا بود نگه كرد شخصى را ديد همه روى آسمان پوشيده چنان كه از آسمان هيچ پديد نبود و بر رسول سلام كرد رسول از او بترسيد و از هوش برفت . باز به هوش آمد جبرئيل فاتحه بر او خواند و ذلك قوله « وَلَقَدْ رَآه بِالأُفُقِ الْمُبِينِ » يعنى جبرئيل بافق مبين بود و بارى ديگر بنزديك سدرهء منتهى ديد او را بر آن شكل و هيئت كه در مقام خود باشد و براى آن منتهى خواند آن را كه علم خلايق تا به آن جا باشد . عبد اللَّه مسعود گفت : به آن منتهى خواند آن را كه هر چه از بالاى آن آيد به آن جا رسد و هر چه از زير بود به آن جا رسد پس هيچ خبر نباشد از فرمانهاى خدا و الَّا به او رسد ، دعا كه از زمين بر شود و قضا كه از بالا فرود آيد . روح البيان : ديدار اوّل و دوّم برترى بر يكدگر ندارند چون پيغمبر از پس وصول بديدار حقّ دمى از ديدار دور نبود و در خوابگاه خود كه بود هم بديدار بود و اين جمله كه گفته است : نوبت ديگر نيز ديده بود براى نمودارى كمال لطف به پيغمبر است و تنزيه حق چون هر دو نوبت نمودارى قدم است و جلال كه با زمان و مكان سر و كار ندارد چون پيغمبر در مكان بود و به جائى معيّن ولى از سوى حقّ نمودارى امكانى بود كه جلوه اى در قلب محمّد كرد بآنجور كه