اين عدّه نازل شد « ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا - تا آخر » مسلمانان براىشان نوشتند كه چنين آيتى براى شما آمده است آنها قوى دل شدند و روانه ى مدينه شدند و اعراب و مشركين دنبالشان كردند و با آنها جنگيدند تا گروهى جان بدر بردند و گروهى كشته شدند .
« اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَلْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ » 12 طبرى : ضحّاك گفته است : رؤسا و اعيان مكّه بمردم توده كه شخصيّتى نداشتند و مسلمان شدند گفتند : شما راه ما را پيش بگيريد كه عالم ديگرى نيست و اگر بود و شما مسئول گناهان خود شديد ما آن را عهده دار ميشويم .
« وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَأَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ » 13 مجمع : يعنى بار گناهان كه خود كردهاند و بار ستمى كه به ديگرى كردهاند بقيامت بدوش خود مىبرند و يا گناه كه خود كرده و هم بار گناه گمراه كردن ديگران را بدوش مىبرند .
« وَما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ » 18 فخر : اين آيه نشان ميدهد اين قاعدهء اصولى را كه تأخير بيان از وقت حاجت جايز نيست . چون بپيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله گفته شده است : وظيفهء رسول ابلاغ مبين و آشكار است كه اگر ابلاغش آشكار نباشد و بيان را تأخير كند انجام وظيفهء رسالت نكرده است پس جايز نيست بيان مطلب را تأخير كند .
« أوَ لَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّه الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه » 19 مجمع : « أو لم يروا » با تاء هم قرائت شده است بتقدير « قل لهم » .
كشف نوشته : ابداء و اعادت خلق از روى ظاهر نشأه اولى و نشأه اخرى است و از روى باطن اشارت است فرا تغيّر اوقات و تكرّر احوال ، ارباب القلوب گهى در قبض باشند و گهى در بسط ، گهى در هيبت ، گهى در انس ، ساعتى غيبت برايشان غالب ، ساعتى حضور ، ساعتى سكر ، ساعتى صحو ، ساعتى بقا ، ساعتى فنا . بنده آن ساعت كه در قبض باشد و در هيبت حدودى در اظهار بندگى تا طمع مغفرت بود و خوف عقوبت چنانك ربّ العزّه گفت « يَدْعُونَنا رَغَباً
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٧