او را مىپذيرفتيم .
« وَمِنْ قَبْلِه كِتابُ مُوسى - الخ » 12 فخر : ارتباط اين آيه بآيت گذشته اين است كه چون كافران گفتند : اگر قرآن خوب بود اين بيچارگان از ما جلو نمىشدند به اين آيه جواب آنها داده شده است كه پيش از قرآن تورات بوده است كه شما آن را درست مىدانيد با اينكه در آن بآمدن محمّد نويد داده شده است پس اگر تورات را قبول داريد اين گفته ى آن را كه محمّد پيغمبر است بپذيريد .
« هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً . . . لِيُنْذِرَ » 12 كشف : در مصحف ابن مسعود « مصدّق لما بين يديه لسانا » بوده است و « لتنذر » با تاء به صيغه ى خطاب خواندهاند يعنى تو اى پيغمبر بترسانى ، و با ياء به صيغه ى غايب قراءت مشهور است يعنى قرآن بترساند .
« وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه إِحْساناً . . . كُرْهاً . . . وَفِصالُه » 15 مجمع : « حسنا » با فتح حاء و سين از عليّ عليه السّلام نقل شده است و از مردم كوفه « احسانا » با همزه نقل شده است ، و عموم قاريها با ضمّ حاء و سكون سين خواندهاند . « كرها » با ضمّ كاف قراءت عموم است و با فتح قراءت كسائى است . « فصله » بىالف قراءت حسن بصرى و جحدريّ و ابو رجاء است .
[ ابو الفتوح : « كرها » يعنى بمشقّت ، گفت مادر به او بار بر گرفت و بار بنهاد به او برنج و مشقّت براى آنكه آبستن را ، هم در حال حمل رنج رسد ، و هم در حال وضع ، و « كره » بفتح كاف و « كره » بضمّ كاف هر دو لغت بيك معنى است و گفتهاند : بضمّ كاف بمعنى مشقّت است ، و بفتح كاف بمعنى اكراه است ، يعنى ديگرى را بمشقّت انداختن ] .
« حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّه - الخ » 15 امام فخر كوشش كرده است در اثبات نزول اين آيه براى ابو بكر خليفه ى اوّل چون سياق آيه عموم مردم را نمىفهماند و معلوم است كه شخص مخصوص منظور است و چون در آيت بعد گفته شده است
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 528
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٢٨