تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
دست بداديد و سرگرم هوسهاى خود شديد . پس امروز سزاى شما را آزارى به خوارى دهند كه بر روى زمين و در جلو مردم بناحقّ گردنفراز بوديد و بد كار 21 [ اى محمّد داستانى از گذشته ى بد انديشان ] به ياد مردم آور كه در سرزمين احقاف مردى از گروه عاد [ از عاقبت و سر انجام ] ترسانيدشان با اينكه هم پيش از او و هم بعد از او ديگران نيز گفته بودند : جز خداى را نپرستيد كه مىترسم آزار روز بزرگ بر شما رسد 22 آنها گفتند : مگر تو آمده اى كه از خدايانمان بازمان دارى ؟ اگر راستگوئى آنچه وعده ميكنى بياور 23 او بپاسخ گفت : خدا داند كه كى گرفتار كند و من آن گويم كه دستور دارم ولى مىبينمتان كه مردمى نادانيد و پند ناپذير 24 ناگهان ابرى از كناره ى آسمان نمودار شد و آنها گفتند : اين ابر بما باران دهد . او گفت : نه ابر بارانى است بلكه همان است كه خود شتاب آن داشتيد چه بادى است كه آزارى دردناك در آن است 25 و [ بادى وزيد ] بفرمان پروردگارش همه چيز را نابود كرد ، چيزى نگذشت كه جز خانه هاشان نشانه اى از آنها ديده نميشد چه گروه گناهكاران را چنين سزا دهيم 26 و چندان توانشان داديم كه بشما آن اندازه نداديم ، و گوش و چشم و دلشان داديم كه سودى از آنها نبردند چون منكر آيات حقّ شدند و آنچه بمسخره گرفتند فراگيرشان شد 27 [ اى اعراب بدانيد ] چندين آبادى دور و بر شما را نابود كرديم و نشانه ها را جور بجور كرديم تا شايد از بدى بگردند و بحقّ گرايند 28 پس چرا آنها كه جز خدا معبود و ميانجى قربشان بحقّ بود ياريشان نكردند [ و بهنگام گرفتارى ] پيدا نبودند ؟ البتّه سر انجام دروغ و از خود ساختگى همين است و بس 29 [ اكنون از اين سرگذشت به ياد مردم آر كه ] چند تن از جنّيان را رو به تو كرديم تا قرآن بشنوند و چون بگوششان رسيد با يكدگر گفتند : گوش فرا دهيد . و چون آخر شد رفتند بسوى ملَّت خود تا بيم و نويدشان دهند 30 و به آنها گفتند : اى گروه جنيّان ما نامه اى شنيديم كه بعد از تورات موسى آمده است و آنچه پيش از آن آمده است درست ميداند و به راه راست و حقيقت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 523 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )