حقيقت است از سوى حقّ شهادت دهد و خود هم به آن مؤمن شود و شما گردنفرازى كنيد و نپذيريد [ قبول داريد كه ستمكاريد ؟ و ] البتّه خداوند مردم ستمكار را هدايت نخواهد كرد
11 اين كافران [ چون بهانه اى نداشتند ] بمؤمنين گفتند :
اگر اسلام خوب بود ديگران از ما جلو نميشدند . لكن چون شايستهء هدايت نبودند گفتند : سخنان محمّد تهمت ديرينه است
12 با اينكه پيش از آن ، كتاب موسى پيشوا و رحمت خداوندى بوده است و اين قرآن گفته هاى آن را راست شمرده است و به زبان عربى خود مردم است تا ستمكاران را بيم دهد و نكوكارانرا نويد آورد
13 و البتّه آنها كه گفتند : خدا پروردگار ما است و بر آن استوار بماندند هرگز ترسناك نباشند و اندوه ندارند
14 چنين كسان بپاداش كارشان بجاودان جايگزينان بهشتند
15 [ چون پذيرفتند كه ] ما بآدمى سفارش كرديم با مادر و پدر نكوكار باشد چه مادر بود كه رنج باردارى و زايمان او كشيد و بسى ماه سنگينيش برد و شيرش داد تا برشد خود رسيد و چون چهل ساله شد گفت پروردگارا توفيقم ده تا شكر نعمتى كنم كه به من و پدر و مادرم دادى و آن كنم كه تو پسندى و هم فرزند شايستهام ده چه من مسلمانم و از هر چيز به تو ميگرايم
16 چنين كسانند كه نكوكارى شان پذيرفته ى ما است و از كار بدشان در ميگذريم و از بهشتيانى هستند كه به آنها وعده ى راست داده شده است [ و بگذر ندارد ]
17 و نيز كسى هست كه با پدر و مادر خود گويد : اى واى بر شما كه مرا ميترسانيد از گور بدرم آرند با اينكه ساليان دراز مردم رفتند و از گور بدر نشدند و آن بيچارگان به خدا بنالند و به او گويند : اى واى بر تو كه رستاخيز بپذير چه وعده ى خداوند درست است او گويد : اين سخنان جز افسانه ى گذشتگان نباشد
18 بر اين گونه كسان سرنوشت حقّ استوار شود كه ملَّتهاى گذشته نيز از پرى و آدمى چنين كردند و زيان بردند
19 و البتّه هر كسى از كار خود پايه اى و مرتبه اى دارد كه مزد كار خود تمام گرفته است و بر كسى ستم نشده است
20 و روزى خواهد رسيد كه كافران را بر آتش بدارند و گويندشان : آن سود كه بهره ى زندگى شما بود از
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 522
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٢٢