[ كه سر انجام كار خود ندانند ] براى اينكه بيخودى و نسنجيده شادى مىكردند و به خود مىنازيدند
76 [ كه برتر از ديگرانند ] [ آنجا است كه گويندشان ] از درهاى دوزخ درون شويد كه چه بدتر جائى است براى گردنفرازان
77 و تو اى محمّد صبر كن كه وعده ى خداوند درست است چه اگر پاره اى از آنچه بكافران وعده كردهايم برايت نمايان كنيم ، يا هنوز نارسيده مرگت را برسانيم [ خود دل - آسوده دار ] كه آنها را بسوى ما باز ميگردانند [ و سزاى خود مىبينند ]
78 چه پيش از تو پيغمبرانى فرستاديم كه داستان بعضى شان را برايت گفتهايم ، و دسته اى ناگفته مانده كه هيچكدام جز بفرمان ما نتوانند از خود نشانه اى آرند و البتّه چون فرمان خدائى و رستاخيز برسد بدرستى داد رسى شود و بيهوده گويان و منكرين پيغمبران زيان برند
79 با اينكه خداوند كسى است كه چهار پايان را براى سوارى و خوراكتان درست كرد
80 و سودها از آن ميبريد كه به نياز دل خود ميرسيد و چنان كه شما را با كشتى به مقصد مىبرند اين حيوانات نيز در بيابان شما را به منزل ميرسانند
81 [ به اين گونه خداوند ] آيات خود را بشما نشان ميدهد پس شما كدام يك از اين نشانه هاى قدرت او را منكريد و نمىپذيريد ؟
82 چرا مسافرت نمىكنند تا [ بسرزمينهاى گذشتگان بنگرند و ] بدانند سر انجام آنها چگونه بوده است با اينكه شماره و نيروى آنها و نشانه هاى بجاى مانده ى آنها بيش از اينها بود و آن همه توان و كار و كوشش جلوگير سرنوشت حقّ نشد
83 چون پيغمبران براى شان دليلهاى روشن آوردند و آنها را بمسخره ميگرفتند و دلخوش بودند به آنچه دانش خود مىپنداشتند و سزاى ريشخندشان فراگير - شان شد
84 ولى چون گرفتار آزار ما شدند ، گفتند : بخداى يگانه مؤمنيم و به آنچه انباز او ميكرديم كافريم و منكر
85 و چنين ايمان كه از پس گرفتارى باشد به آنها سودى ندارد چه روش و سرنوشت حقّ بروزگاران با بندگان چنين است و اينجا است كه كافران زيانديدهاند .
سخن مفسّرين : طبرى : در مقصود از كلمه ى « حم » چند قول است : اوّل :
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٨٧