بى نفاق و طاعت با خلاص بىريا و گوهر اخلاص كه يابند در صدف دل يابند در درياى سينه و از اينجا است كه حذيفه گويد - رضى اللَّه عنه - از آن مهمتر كائنات پرسيدم صلوات اللَّه و سلامه عليه كه اخلاص چيست ؟ گفت : از جبرئيل پرسيدم گفت : از ربّ العزّة پرسيدم گفت : گوهرى است كه از خزينه ى اسرار خويش بيرون آوردم و در سويداى دل دوستان خويش وديعت نهادم ، اين اخلاص نتيجه ى دوستى است و اثر بندگى . هر كه لباس محبّت پوشيد و خلعت بندگى بر افكند هر كار كه كند از ميان دل كند . دوستى حقّ جلّ جلاله با آرزوهاى پراكنده در يك دل جمع نشود . فريضه ى تن نماز و روزه است و فريضهء دل دوستى حقّ ، نشان دوستى آن است كه هر مكروه طبيعت و نهاد كه از دوست به تو آيد بر ديده نهى .
آن دل كه تو سوختى تو را شكر كند
و آن خون كه تو ريختى به تو فخر كند
زهرى كه به ياد تو خورم نوش آيد
ديوانه تو را بيند و باهوش آيد
« وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الأَنْعامِ » 6 مجمع : اين جمله را چند معنى كردهاند :
1 - يعنى آفريد و ايجاد كرد براى شما از چهار پايان مثل « أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً » كه لباس را فرود نياورده ولى باران فرود آورده كه موادّ لباسى چون پنبه و ديگر رشتنيها و بافتنيها در دنباله ى باران و گياه است و چهار پايان هم بدنباله ى باران و گياه پيدا ميشوند 2 - از بهشت آنها را فرود آورد 3 - « انزل » از « نزل » بمعنى خوردنى براى پذيرائى است يعنى روزى و نزل و وسيله ى پذيرائى و زندگى شما قرار داد .
« وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَه لَكُمْ » 7 مجمع : « يرضه » با سكون هاء و ضمّ آن با اشباع و غير اشباع قراءت شده است و اين جمله با جمله ى جلو « لا يَرْضى لِعِبادِه الْكُفْرَ » نشان ميدهد كه خداوند نميخواهد كسى كافر باشد و اراده ى كفر نميكند .
« أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ » 9 مجمع : « امّن » با يك ميم بىتشديد و با ميم مشدّد ، قراءت شده است .