تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
خوانده‌اند . « أُولِي الأَيْدِي وَالأَبْصارِ » 45 طبرى : از ابن مسعود نقل است كه او « الأيد » بدون ياى آخر ميخوانده است كه ممكن است از تأييد بمعنى پشتيبانى باشد و ممكن است مثل « مناد » كه منادي است و ياى آخر افتاده است و معنى اين است كه داراى نيروى فرمانبرى و بصيرت و عقل هستند . فخر : دو كلمه ى « ايدي و ابصار » كنايه است از دو قوّه ى علمى و عملى . « أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ » 46 طبرى : قتاده گفته است : يعنى بجورى پاك شان كرديم كه مردم را بسوى خدا و سراى ديگر ميخواندند . مجاهد گفته است : يعنى خودشان هميشه به ياد آخرت بودند و انديشهء ديگر نداشتند . مجمع : قاريهاى شام و مدينه « بخالصة » بىتنوين خوانده‌اند و اضافه بذكرى كرده‌اند . و ديگران با تنوين خوانده‌اند . و ممكن است « ذكرى » بدل از خالصه باشد يعنى پاكى كه ياد سراى ديگر است ، ممكن است خالصه مصدر باشد يعنى پاك بودن به ياد كردن آخرت . و كلمه ى « الدّار » چنان كه ممكن است دار آخرت باشد ممكن است مقصود دار دنيا باشد يعنى و باقى گذارديم براى آنها يادى نيكو . ابو الفتوح : بعضى گفته‌اند : يعنى در دنيا با اخلاص به ياد ما بودند . كشف : يعنى فضيلتى مخصوص به آنها داديم كه در عالم مشهورشان كرديم . « وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ » 48 كشف : اليسع جانشين يا پسر عمو يا پسر الياس است . و ذا الكفل يا پيغمبر بوده است يا مردى صالح بوده است ، و گفته‌اند : يوشع و ذا الكفل يك نفرند . « هذا ذِكْرٌ » 49 طبرى : يعنى اين قرآن تذكّر و يادآورى است براى تو و مسلمانان . مجمع : يعنى اين ياد است و موجب شرف است براى آنها در دنيا . « اتراب » 52 طبرى : يعنى همانند ، بيك سنّ و سال ، مساوى ، مهربان