تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
و بد نهاد ميشمرديم و مسخره شان ميكرديم اينجا نمىبينيم ؟ 63 [ آيا آن تمسخر غلط بود ] يا چشمان ما از ديدن شان ناتوان است ؟ 64 البتّه اين درست است كه خصومت دوزخيان چنين است 65 اى محمّد به اين كافران بگوى : من فقط بيم آور [ از چنين سر انجامم ] و جز خداوند ؟ ؟ ؟ يگانه خدائى نيست [ و كس را به آن روز اختيارى نيست بجز ] 66 پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در آن ميان است كه او است گرامى و آمرزنده 67 و نيز به آنها بگو : هر آنچه بشما گفتم بزرگ خبرى است كه رو گردان از آنيد 68 و من علمى بعالم بالا و گفتگوى آنجا ندارم 69 و به من الهامى نميشود جز كه بيم آور آشكار باشم 70 [ و اين آيات را براى شما بخوانم ] روزگارى پروردگارت بفرشتگان گفت : 71 من آدمى از خاك بيافرينم 72 و چون درستش كردم و از روح [ و قدرت ] خود در آن دميدم همگى براى او به سجده رويد 73 همه ى فرشتگان به سجده رفتند 74 مگر ابليس كه گردنفرازى كرد چه او از كافران بود 75 خدايت به او گفت : اى ابليس چه جلوگيرت بود كه بآفريده ى دست و قدرت من سجده كنى ، مگر برتر بودى يا گردنفرازى كردى ؟ 76 او گفت : من از آدم بهترم كه از آتشم آفريدى و او را ز خاك 77 خدا به او گفت : ز درگاه و مقام قرب برون شو كه رانده شدى 78 و لعنت من و بيچارگى تا برستاخيز بر تو خواهد بود 79 او گفت : پروردگارا تا آن روز كه نسل آدم از گور برانگيخته شود مهلتم ده [ كه اگر توانم وسوسه شان كنم ] 80 گفت : تو را مهلت است 81 تا به آن روز معيّن 82 ابليس گفت : سوگند به عزّتت كه همگى شان را گمراه كنم 83 مگر بندگان پاك تو را 84 بجوابش گفت : درست است و درست ميگويم 85 كه دوزخ را از تو و پيروانت آكنده كنم 86 و تو اى محمّد با مردم بگو : بر اين كار و سخنم مزدى نخواهم و بارى بر دوش كس ننهم 87 كه اين جملگى يادآورى است براى همگان 88 و پس از كمى خبرش بشما مىرسد . سخن مفسّرين : « وَاذْكُرْ عِبادَنا » 45 مجمع : « عبد » به صورت مفرد نيز