يُهْرَعُونَ ( 70 ) وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الأَوَّلِينَ ( 71 ) وَلَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ ( 72 ) فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ ( 73 ) إِلَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ ( 74 )
معنى لغات : « دحور » دور كردن و از پيش راندن . « واصب » هميشگى و دائم . « لاذب » سخت چسبنده ، ثابت . « داخرون » از مصدر دخر بفتح اوّل و دخور بضمّ اوّل و دوّم بمعنى خوارى و كوچكى . « غول » بفتح اوّل : هلاكت مستى ، گرفتارى ناگهانى . « يُنْزَفُونَ » از مصدر نزف بفتح اوّل : تمام آب چاه را كشيدن ، مست شدن ، عقل از دست دادن . « طلع » بفتح اوّل : اوّل نمودارى خرما از گل آن و غلافى به شكل دو كفش بر هم نهاده كه ميوه ى درخت خرما لاى آن چيده شده است . « شوب » بفتح اوّل بمعنى آميختن و آنچه با چيز ديگر آميخته مىشود . « يهرعون » از مصدر هرع بفتح اوّل و دوم بمعنى بشتاب رفتن .
ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان و مهربان به بندگان
1 سوگند به فرشتگان صف كشيده بفرمان
2 و هم به آن فرشتگان كه ابرها را بفرمان دارند [ يا به آيات قرآن كه از بد جلوگيرند ]
3 و سوگند به آنها كه قرآن ميخوانند
4 كه البتّه خداى شما يكى است
5 كه پروردگار آسمان است و زمين و آنچه در ميان دارند و هم پروردگار مشرق است و مغرب
6 البتّه ما هستيم كه آسمان دنيا را بستارگان آراستيم
7 براى جلوگيرى از هر ديو سركشى
8 كه از هر سوى آنها را به سختى برانند تا گوش بعالم بالا فرا ندهند
9 و هميشه در آزار باشند [ و هيچ نشنوند ]
10 جز آنكه دزديده چيزى ربايد و تيرى سوزان دنبالش كند
11 پس اى محمّد از منكرين بپرس : كه آيا آفرينش آنها سختتر و استوارتر است يا آنچه آفريدهايم با اينكه ايشان آفرينششان از خاكى چسبنده بود [ و آسان بازشان گردانيم و باز هم رستاخيز باور ندارند و ]
12 تو را از آنها شگفت آيد و ايشان تو را مسخره كنند
13 و آنچه از حقّ براى شان گويند پرواى آن نكنند
14 و چون نشانه اى از حقّ بينند بمسخره گيرند
15 و گويند : جادوى آشكار است و بس
16 مگر آنگاه كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٨٠