تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
سفيان با همان شخصيّت و همان رفتار پيغمبر پس از شكست او . در وقتى كه بزرگ قوم بود با قرارداد معيّن براى گفتگو بمدينه رفت و به خانه ى پيغمبر وارد شد و چون خواست روى فرش پيغمبر نشيند دخترش امّ حبيبه كه زوجه ى پيغمبر بود ، آن فرش را برداشت چون ابو سفيان از او جهت آن را پرسيد ، گفت : تو كافرى و نجس ، نبايد بجاى پيغمبر بنشينى . پس رفتار پيغمبر نه سازش با ارباب زر و زور بود براى حفظ حكومت و مقام خود بلكه نشان دادن حقارت و پستى آنها بود بخردمندان چنان كه وقتى انصار اظهار نگرانى كردند كه پيغمبر غنائم از جنگ حنين را بكافران تازه مسلمان مكّه ميدهد . فرمود در آغل همه جمع شوند آنها به چهار ديوارى كه براى جمعآورى گوسفند و شتر بود فراهم شدند و آنجا تشريف برد و با آنها سخن گفت و فرمود مگر شما نميخواهيد با پيغمبر به خانه هاتان برگرديد و اين مردم با گاو و گوسفند ، در اين فرمايش بسيار مطالب نهفته است ، كه اگر اين مطلب همين طور باشد كه نوشته‌اند با اين سخن يك اساس استوار تربيتى براى آن مردم پايه گذارى شد ، و نمونه ى ابو سفيانى خوب نشان داده شد كه آنها در زندگى همانند گوسفند و چهار پايانند و بايد پيوسته ى به آن شوند و مردم خردمند وابسته ى بعلم و معرفت هستند و بايد با رهبر خرد همراه باشند گويند از اين سخن آن حضرت اشكها روان شد كه ريشها تر شد و گفتند آنچه خدا و پيغمبر بپسندند ما نيز ميپسنديم و آن حضرت براى آنها دعا كرد و فرمود : من از شما هستم و شما از من هستيد .