تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
إِلَيَّ رَبِّي إِنَّه سَمِيعٌ قَرِيبٌ ( 50 ) وَلَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ( 51 ) وَقالُوا آمَنَّا بِه وَأَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ( 52 ) وَقَدْ كَفَرُوا بِه مِنْ قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ( 53 ) وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ ( 54 ) معنى لغات : « زلفى » نزديكى ، پايه و درجه ، مقام و منزلت . « مثنى و فرادى » دو تا دو تا و يكى يكى . « تناوش » گرفتن ، پى چيزى رفتن و طلب كردن . ترجمه : 31 آن مردم كه كافرند گويند : نه قرآن را قبول داريم نه ديگر چيزها را كه پيش از آن بوده است يا آنچه در جلو خود دارد از احكام و اخبار و پند و نصيحت [ ولى اى محمّد ] اگر تو اين ستمكاران را بينى كه چگونه بپيشگاه پروردگارشان بازداشت شده‌اند و هر يك سخن ديگرى را پاسخ ميدهد و او را در گرفتارى خود تقصير كار ميداند و بيچارگان بگرد نفرازانشان گويند : اگر شما نبوديد ما مؤمن بوديم و رستگار 32 آنها جواب دهند : مگر ما جلوگير شما شديم كه خود راه راست ديديد و نپذيرفتيد پس شما خود گناهكار بوديد 33 باز آنها كه ضعيف و بيچاره بودند گويند : نه اينكه ما خود بكج رفتيم بلكه حيله شبانه روزى شما بود كه ما را وادار كرد كافر به خدا شويم و شريك براى او درست كنيم . و چون گرفتارى خود را به چشم بينند كه بگردنشان زنجير نهاده‌ايم پشيمان شوند و يا پشيمانى خود را از گمراه كردن بيچارگان پنهان كنند . و آيا جز سزاى كرده ى خود بينند ؟ 34 آرى چنين است كه بهر آبادى رهبرى فرستاديم مردمان خوشگذران و آسوده خاطر آنجا گفتند : آنچه شما مأمور هستيد ما نمىپذيريم و منكريم 35 چون مال و اولادمان فراوان است و ما گرفتار نميشويم 36 اى محمّد بجواب بگو [ اين زيادى مال و اولاد براى اين است كه ] پروردگار من بهر كه بخواهد روزى بفراخى ميدهد و به ديگرى به اندازه و اندك ولى بيشتر مردم اين را نميدانند [ و پندارند كه دوست خدايند كه مال دارند پس هر چه كنند بازپرسى نميشوند ] 37 با اينكه مال و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 219 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )