كنيد نيكو كنيد كه من بهر چه ميكنيد بينايم
12 و هم بسليمان احسان كرديم كه باد را باختيارش گذارديم تا بيك شب و روز راه يك ماهه مىپيمود و براى او [ از معدن چون ] چشمه مس روان كرديم و ديوها را بفرمان او كرديم تا باذن حقّ بپيش روى او كار ميكردند و چنان فرمانبر بودند كه اگر كمى كندى ميكردند به آتش سوزان آزارشان ميكرديم
13 و هر چه ميخواست براى او ميساختند : معبدها و تنديسه و تمثالها و كاسه هائى همچون حوض و ديگها كه از جاى نتوانستند بردارند . و آل داود را گفتيم شكر اين نعمتها كنيد و البتّه بندگان سپاسگزار ما كمند
14 [ چنين بود انعام ما بر سليمان ولى ] چون فرمان بمرگ او داديم كس از آن خبر دار نشد جز جنبنده و كرمى از زمين كه درون عصاى او بخورد تا او مرده بر زمين افتاد و ديو خبر دار شد كه اگر خبر از غيب داشت [ و بمرگ سليمان آگاه بود ] بآزار و خوارى نميماند [ و رنج كار بر خود هموار نميكرد ]
15 و نيز اين عربها شنيدهاند كه مردم سرزمين سبا در جايگاه شان نشانه قدرت حقّ [ به جلو چشم شان ] بود كه دو بستان از چپ و راست خود داشتند و به آنها گفتيم [ و به حكم انگيزه ى حيوانى و يا بوسيله ى پيغمبران آگاه شان كرديم ] از اين روزى خداى خود بخوريد و سپاس او داريد كه پروردگارتان آمرزنده است و سرزمينتان خوش
16 ولى آنها رو گردان از فرمان حقّ شدند و ما سيلاب تند باران بر سرشان ريختيم و دو بستان چپ و راستشان را برگردانديم به دو سرزمين درخت بىبر و ميوه ى جنگلى و كمى سدر
17 چنين جزاشان داديم در برابر كفرشان و مگر جز كافر نعمت و ناسپاس از ما چنين سزا ديده است ؟
18 با اينكه در فاصله آنها و سرزمين مبارك قدس ده هاى آباد نمودار درست كرديم كه اندازه ى راه پيمودن روزانه شان نشان داده بود تا بشب و روز آسوده روند [ و دورى منزلگاه نپيمايند ]
19 گفتند : خدايا سفرهاى ما را دور و دراز كن و يا دور و دراز كردى و [ به اين سخن ناسپاس شدند و ] بر خود ستم كردند و ما هم آنها را بتاريخ داستان عبرت كرديم و بهر گونه پراكندگى و بىسر و سامانى گرفتارشان
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٠٨