سخن مفسّرين : « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْواجِكَ - تا آخر » 28 طبرى : قتاده گفت : پيغمبر نه زن داشت عايشه ، و حفصه ، و امّ حبيبه دختر ابو سفيان ، و سوده ، و امّ سلمه ، و زينب ، و صفيّه دختر حيىّ بن اخطب يهودى ، و ميمونه ، و جويريه ، روزى عايشه از آن حضرت تقاضائى كرد . خداوند اين آيه فرستاد كه زنهاى خود را مخير كن كه يا طلاق بگيرند يا به آنچه باشد بسازند پيغمبر اوّل اين آيه را براى عايشه خواند كه بيشتر او را دوست داشت و او اختيار كرد كه بماند و بسازد و پيغمبر خوشحال شد و ديگر زنها هم اينرا پذيرفتند .
« يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ » 30 مجمع : « نضعّف » با نون و تشديد العين به صيغه ى متكلَّم مزيد و نصب عذاب قرائت ابن كثير و ابن عامر است يعنى عذاب را براى او دو برابر ميكنيم . و « يضعّف » با ياء و رفع عذاب قرائت مردم بصره است يعنى عذاب زياد مىشود و ديگران يضاعف خواندهاند كه در معنى فرق نمىكند چون ضاعف و ضعف بيك معنى است .
« مَنْ يَقْنُتْ . . . وَتَعْمَلْ صالِحاً » 31 طبرى : عموم مردم حجاز و بصره با تاء به صيغه ى مؤنّث خواندهاند چون مقصود از كلمه ى من در « مَنْ يَقْنُتْ » زنها است و مردم كوفه با ياء خواندهاند براى عطف بر « يَقْنُتْ » .
مجمع : « تقنت » با تاء به صيغه ى مؤنّث نيز خوانده شده است و آنكه با ياء به صيغه ى مذكّر خوانده است براى اين است كه فاعل آن ضمير مستترى است كه فاعل آن در لفظ معيّن نيست .
« فَيَطْمَعَ الَّذِي » 32 بر خلاف قاعده با كسر عين قرائت شده است .
« وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ » 33 مجمع : « قَرْنَ » با فتح و كسر قاف هر دو قرائت شده است .
« تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ » 33 طبرى : ابو درداء گفت پيغمبر فرمود : سه كار رسم مردم جاهليّت بوده است و از آن دست بر نداشتهاند : 1 - بنسب و تبار كس طعن زدن و خرده گيرى كردن . 2 - بستاره شناسى باران خواستن و هنگام
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٧٩