برابر دهيم و روزى ارزنده ذخيره براى او است
32 اى زنان پيغمبر شما نه مانند ديگر زنانيد اگر تقوى پيشه باشيد پس با مردان با صداى نرم و نازك سخن نگوئيد تا بيمار دلان بر شما طمع نكنند و مانند دگر مردان و برسم همگانى سخن بگوئيد
33 و به خانه هاى خود بمانيد ، و بمانند دوران پيشين جاهليّت خود نمائى نكنيد ، و آرايش خود بمردان نشان ندهيد و نماز بخوانيد و زكات بدهيد و فرمانبر خدا و رسول باشيد . او ميخواهد از شما خانواده ى پيغمبر پليدى بدور كند و بدرستى پاكيزه تان بدارد
34 و بخاطر بداريد آيات حقّ و حكمتها كه در خانه هاى شما خوانده مىشود كه خداوند باريكبين است و خبر دار
35 البتّه زنان و مردان مسلمان و مؤمن و سر سپرده ى بفرمان خدا و راستگويان و آنها كه شكيبا هستند و دلنرمند و صدقه ميدهند و روزه ميدارند و شرم خود از بدنگاه ميدارند و از ياد خدا بى خبر نميشوند او براى شان آمرزش و مزدى بزرگ آماده كرده است .
شأن نزول : طبرى : قتاده گفت : پيغمبر بزينب بنت جحش دختر عمّه ى خود پيشنهاد ازدواج كرد ، او پنداشت كه پيغمبر براى خود ميگويد و پذيرفت ولى پيغمبر براى زيد بن حارثه ميخواست و زينب فهميد و بدش آمد و نپذيرفت ، اين آيه براى او نازل شد « ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى - تا - ضَلالًا مُبِيناً » .
ترجمه :
36 و بدانيد بر هيچ مرد و زن مسلمان روا نيست كه در فرمان خدا و رسول اظهار نظر كند و براى خود چيزى گزيند و آنكه نافرمانى خدا و رسول كند بآشكار گمراه شده است .
شأن نزول : طبرى : ابن زيد گفته است : پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله زيد بن حارثه را با زينب بنت جحش همسر كرد . روزى رفت براى ديدن زيد و جلو در خانه پرده اى موئين آويخته بود و زينب سر برهنه بدرون خانه بود . باد پرده را برداشت و چشم پيغمبر به او افتاد و شگفتش آمد از زيبائى او و چون زيد دانست كه آنزن به چشم پيغمبر جلوه كرد نخواست كه ديگر با او بسر برد و با پيغمبر در ميان گذاشت و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : او را رها مكن ولى پيغمبر ميخواست اگر او از زيد جدا شود
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٧٦