امّي « كلمه ى ظهر بمعنى پشت است و كنايه است از بطن بمعنى شكم ، و چون نميخواسته است نام شكم ببرد كه نزديك است به اعضاى نهانى از اينروى كلمه ى ظهر بجاى آن آورده است . و بعضى گفتهاند : چون عرب معتقد بوده است كه عمل جنسى از پشت موجب مىشود فرزند لوچ متولَّد بشود آن را زشت ميدانسته و عمل جنسى با همسرى كه ميخواسته از او جدا شود همانند ميكرده است به اين جور كار و به آن هم اكتفا نكرده براى تشديد منظور خود آن را به پشت مادر همانند مىكرده است كه خلاصه ى معنى چنين مىشود : زين پس زشتى رابطه ى من با تو چنان است كه كس از پشت با مادر چنين كند .
« وَما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ » 4 مجمع : زيد بن حارثه بن شراحيل كلبىّ اسير شد و او را ببازار عكاذ براى فروش بردند ، وى را پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله خريد و او را دعوت باسلام نمود و او پذيرفت چون پدرش به مكّه آمد بابو طالب عموى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله گفت : به برادرزاده ات بگو : يا فرزند مرا به من بفروشد و يا آزادش كند . پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : آزادش كردم بهر جا خواهد برود ، او گفت : از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله جدا نميشوم پدرش ( حارثه ) غضبناك شد و گفت : اى مردم قريش شاهد باشيد كه اين فرزند من نيست . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : شاهد باشيد كه او پسر من است ، اين زيد همسرى داشت بنام زينب و او را طلاق داد و او با پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ازدواج كرد و يهود زبان دراز كردند كه محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله ميگويد زن فرزند بر شخص حرام است و خود زن فرزندش زيد را بزنى گرفته است ، اين جمله بجواب آنها نازل شد كه خداوند آن را كه پدرش معيّن است و شما فرزند خود ميخوانيد پسر شما نكرده است كه خداوند آن را كه پدرش معيّن است و شما فرزند خود ميخوانيد پسر شما نكرده است و كسى را فرزند خود خواندن سخنى است به زبان كه حقيقت ندارد . و هم زن خود را مادر خواندن درست نيست و سخنى است كه به زبان گفته مىشود و حقيقت ندارد .
« ادْعُوهُمْ لآبائِهِمْ - تا آخر » 5 ابو الفتوح : يعنى اگر پدرشان معلوم باشد به پدر نسبت دهيد و اگر نشناسيد برادران دينى شما هستند و يا آزاد كرده ى شما و اگر بخطا فرزند خود بناميد گناه نكردهايد و اگر بعمد و قصد گفتيد از شما باز -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥٨