تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
يكتا شناسى از سرشت آنها بدر نميرود و تا آن اندازه است كه اگر از آنها بپرسند آسمان و زمين را كه آفريد ؟ ميگويند : خدا . ولى اين ايمان نهادى و فطرى بس نيست . 3 - و ممكن است اينجور در معنى جمله گفته شود : آفريدگان همگى بندگان خدايند كه تبديلى در آن نيست مانند دگر بندگان كه عوض مىشوند و از بندگى بيرون ميروند . حسينى : از اين جمله مقصود نهى است و جلوگيرى يعنى بر فطرت اصلى باشيد و دينى كه بر آن آفريده شده‌ايد عوض نكنيد . « وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ » 31 فخر : يعنى شرك خفى هم نداشته باشيد و در بندگى جز راه حقّ ، خواهان راه ديگرى نباشيد كه رضاى خدا و آخرت را براى شما فراهم مىكند . حسينى : از شيخ محمّد اسلمىّ طوسىّ كه از عرفاى قرن دوّم و سوّم هجرى است و گويند وى هم كجاوه ى حضرت رضا عليه السّلام بوده است در سفر خراسان ، نقل است كه او گفت : چون اين حديث را شنيده بودم كه آنچه از ما نقل كنند اگر با كتاب خدا موافق بود بپذيريد . من خواستم اين حديث را كه « من ترك الصّلاة متعمّدا فقد كفر » از قرآن پيدا كنم ، سى سال تأمّل كردم تا از اين آيه استفاده كردم كه « أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ » . « مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ » 32 كشف : حمزه و كسائى با الف خوانده‌اند « فارقوا » يعنى يهود و مسيحى كه از دين خود جدا شدند . و اگر بقرائت « فرّقوا » بخوانند يعنى آنها كه بدعت آوردند و دين خود پاره پاره كردند و قسمتى را پذيرفتند و قسمتى را ردّ كردند مثل « أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ » . فخر : ممكن است مقصود اين باشد بعضى براى دين و بعضى براى بهشت و بعضى براى فرار از جهنّم دين را پذيرفتند . « بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » 32 حسينى : شعر :
هر كسى را در خور مقدار خويش هست نوعى خوشدلى در كار خويش