تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
دليلى [ گوينده و زباندار ] از آسمان فرستاديم كه سخنى گويد تا آنها به پروردگار خود مشرك شوند ؟ 36 [ دسته اى از مردم چنين است خويشان كه ] اگر به آنها خوشى و آسايش چشانديم دلشاد به آن هستند ، و اگر بسزاى كارشان بدى به آنها رسيد ناگهان [ و نينديشيده و جهت آن پيدا نكرده ] نا اميد از رحمت حقّ ميشوند 37 [ و چرا نااميد ميشوند ؟ ] مگر نمىبينند و نميدانند كه خداوند روزى فراخ مىكند بهر كس كه بخواهد و بسرنوشت كند . البتّه در اين رموز زندگى نشانه هاى قدرت است براى مردمى كه ايمان ميآورند و مىپذيرند 38 پس تو [ اى محمّد كه مؤمن حقيقى تو هستى ] آنچه بايسته و حقّ خويشان و ناداران و به راه ماندگان است بده كه اين بخشش بهتر [ اندوخته و سرمايه ] است براى آنها كه خواهان جانب حقّ هستند و رستگار چنين مردمند و بس 39 و [ لى اى مردم ] اگر چيزى بسود و ربا داديد كه سرمايه اى از مردم بدست شما آيد و فزون شود بدانيد كه بپيشگاه خداوندى افزايش ندارد ، و امّا آنچه بزكات در راه رضاى خدا داديد [ البتّه شما و ] چنين مردمى سود خود دو چندان كنندگانند 40 خداوند است كه شما را آفريد سپس روزى داد و زان پس بميراند و از پس مرگ دوباره زنده تان كند . آيا از آنها كه انباز خدا گرفته‌ايد كسى چيزى از اين كارها تواند بكند ؟ پس خداوند پاكيزه تر است و برتر از آن چيزهائيست كه با او شريك ميدانند يا اينكه شريكى داشته باشد 41 [ و اگر ] در صحرا و درياها ، يا در شهرها و دهات فساد و تباهى نمودار شد براى سزاى بدكارى خود مردم است كه خداوند به آنها بچشاند [ تلخى ] پاره اى از آنچه كردند تا شايد از راه بد برگردند 42 [ اى پيغمبر به اين مردم ] بگو گردشى به روى زمين كنيد تا ببينيد پايان آنها كه پيش از اين بيشترشان مشرك بودند بكجا انجام يافت ؟ 43 پس تو اى محمّد [ در برابر اين مشركين ] روى خود بسوى اين دين نگهبان آدمى راست بدار زان پيش كه روزى فرا رسد كه راه بازگشت از فرمان حقّ نباشد و همگى از هم جدا باشند 44 و هر كس كافر شده زيان كفرش بر خودش خواهد بود و آنها كه كار نيك كردند آن را