54 [ تا از آن ] بخوريد و چهارپايان خود بچرانيد كه البتّه در اين پديده ها نشانه هائى است [ بر قدرت خداوند ] براى خردمندان
55 و شما را از همان آفريديم و به آن باز ميگردانيم و نوبتى ديگر شما را از آن بدر آوريم
56 و البتّه همه ى آيات [ نه گانه ى ] خود را بفرعون نمايش داديم ولى او دروغ شمرد و [ از پذيرش آن ] خوددارى كرد
57 گفت : اى موسى مگر تو اينجا آمده اى كه با جادوئى خود ما را از سرزمينمان بيرون كنى ؟
58 البتّه ما هم مثل جادوئى تو نشانت ميدهيم پس تو وقتى معيّن كن و جائى بيك فاصله ى معيّن ميان ما و خود كه نه ما و نه تو از آن تخلَّف نكنيم
59 موسى گفت : ميعاد روز عيد و آرايش ، بهنگام نيمروز كه مردمان فراهم شوند
60 پس فرعون پشت بگرداند [ و سخنى نگفت ] و حيله و جادوى خود فراهم كرد و سپس [ بميعاد ] آمد
61 [ ولى ] موسى نصيحت كرد و گفت : واى بر شما دروغ به خدا مبنديد و تهمت نزنيد كه بشكنجه بيچاره تان مىكند و هر كه چنين كرد نااميد شد
62 آنگاه در كار خود گفتگو كردند و شور خود پنهان داشتند
63 گفتند كه اين دو جادو هستند كه ميخواهند با جادوئى خود شما را از سرزمينتان بيرون كنند و روش بهتر و برتر شما را ببرند و نابود كنند [ يا اشراف شما را مغلوب خود كنند و ببرند ]
64 پس همگى در حيله ى خود هم آهنگ باشيد و سپس با صف و دسته - جمعى بيائيد كه امروز آنكه برتر شود درستكار است
65 [ چون فراهم شدند ] گفتند اى موسى تو [ اوّل ابزار جادوئى خود را ] مىاندازى يا ما اوّل باشيم ؟
66 او گفت :
بلكه شما بيندازيد ناگهان چوب و ريسمانشان از جادوئى به گمان موسى رسيد كه زندهاند و بجنب و جوشند و به او نهيب ميكنند
67 پس در دل ترسى يافت
68 ما [ به او ] گفتيم : مترس كه تو برترى
69 و آنچه به سمت راست دارى بينداز تا فرو برد آنچه درست كردهاند كه ساخت ايشان حيله ى جادو است و جادو هر جا كه آيد رستگار نشود
70 پس [ چون عصا به زمين رسيد ] جادوها به سجده افتاده بودند و خود گفتند : مؤمن بخداى موسى و هارون شديم
71 فرعون گفت : چرا پيش از آنكه بشما اجازه دهم به او ايمان آورديد [ معلوم مىشود ] او بزرگ شما است كه بشما
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٩٤