تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بياورم و يا راهى به آن پيدا كنم 11 چون به آن رسيد آوازى شنيد كه اى موسى 12 همانا من پروردگار توام پس كفش خود بگذار كه تو در وادى مقدّس طوى هستى 13 و من ترا برگزيدم پس گوش فرا دار به آنچه به تو وحى مىشود ، 14 همانا من خدايم كه جز من خدائى نيست پس مرا ستايش كن و نماز بخوان تا به ياد من باشى 15 [ چه كه ] رستاخيز لا محاله آمدنى است و بحكمت خود پوشيده دارم [ زمان ] آن را تا هر كسى جزاى آنچه كرده بيند 16 پس [ به هوش باش ] تا از آن بازت ندارد آنكه منكر است و در پى هواى خود ميرود كه هلاك و نابود ميشوى 17 اى موسى چى است آن كه بدست راست دارى ؟ 18 گفت : اين عصاى من است براى تكيه‌ام و براى گوسفندم از درخت برگ فرو ميريزم و هم حوائج ديگرم به آن است 19 گفت : [ و از سوى حقّ ندا رسيد ] اى موسى بيندازش ، 20 چو او انداخت ناگهان عصا مارى شد كه بهر سو بشتاب ميرفت 21 خداوند گفت : بر دارش و مترس كه به صورت اوّل بازش گردانيم و عصايش كنيم 22 نشانه ى ديگر [ براى محكومى مخالف ] دست در بغل كن و برآر كه سفيد باشد و نورانى نه از پيسى و بدى و اين نشانه اى ديگر 23 تا به تو نشان دهيم يكى از آيات بزرگ خود را 24 [ اكنون كه به اين مقام رسيدى ] برو بسوى فرعون كه نافرمان شد و گرد نفر از 25 موسى گفت : خداى من به من شرح صدر عنايت كن [ كه نه از چيزى بترسم و نه از كارى بمانم ] 26 و اين كار بر من آسان كن 27 و گره از زبانم بگشاى 28 تا سخنم دريابند 29 و برايم وزيرى از خاندان خودم معيّن كن 30 [ همين ] هارون برادرم [ از همه مناسبتر است ] 31 پشتم به او قوى كن 32 و در كارم شريكش كن 33 تا تو را تسبيح بسيار كنيم 34 و ياد تو بسيار بر زبان آريم 35 كه البتّه تو بما بينائى 36 گفت : [ و باز چنين شنيد ] : اى موسى آنچه خواستى به تو رسيد 37 چنان كه نوبتى ديگر بر تو منّت گزارديم [ و به تو احسان كرديم ] 38 آنگاه كه آنچه بايستى الهام شود بمادرت الهام كرديم 39 كه نوزادت بتابوت گذار و به دريا انداز كه دريا آن را بساحل بيندازد ، و دشمن من وا ميگيردش و [ بدانكه ] من از سوى خود محبّتى