تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
و شياطين را خداوند فرستاد و هر دو دسته را با مردم آزاد گذاشت آنگاه بدوستان خود لطفى كرد كه سخن پيغمبران پذيرفتند و دشمنان را از اين لطف محروم كرد . مجمع : جمله ى « ارسلنا » مجاز است و كنايه از آزاد گذاردن است و منع و اجبار نكردن . « نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً » 85 كشف نوشته : بهشتجويان ديگرند و خداى جويان ديگر ، بهشت جويانرا بهشت اضافت كرد « إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ » و خدا جويان را گفت « يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ » ممشاد دينورى در نزع بود درويشى پيش وى ايستاده و دعا ميكرد : بار خدايا بر وى رحمت كن و بهشت او را كرامت كن ، ممشاد بر او نگرست بانگى بر وى زد : اى غافل سى سال است بهشت پر طرف و غرف و حور و قصور جلوه مىكند ، « فما اعرتها طرفي » اكنون بسر مشرب حقيقت ميرسم تو رحمت آورده و مرا بهشت و رحمت ميخواهى ؟ اى جوانمرد اين حديث در حوصله ى هر كسى نگنجد اين جوانمردانى را رسد كه در سرادقات مطالعات و در مقامات كرامات عين طلبند زمانى در حلَّه ى مجاهدت ، زمانى در قرطه ى مشاهدت ، گاهى در سكر شكر ، گاهى در صحو محو هم نيست و هم هست هم هشيار و هم مست ، دلهاشان حريق نار غيرت ، جانها - شان غريق بحر حيرت ، ساكنان پوينده ، خامشان گوينده ، فردا كه خلق را به حضرت ذي الجلال حشر كنند هر كسى را مركبى باشد يكى را نجيب طاعت يكى را براق همّت و ايشان را قبضه ى عزّت احديّت . پير طريقت گفته كه اين محبّت تعلَّق به خاك ندارد ، و محبّت وى تعلَّق به نظر ازلى دارد اگر علَّت محبّت خاك بودى در عالم خاك بسيار است ، و نه هر جاى محبّت است لكن قرعه اى از قدرت خود بزد ما برآمديم ، فالى از حكمت بياورد آن ما بوديم ، او جلّ جلاله كه به تو نگرد به حكم ازل نگرد نه به حكم حال . بو سليمان دارانى به بو يزيد نوشت كه كسى كه از و غافل باشد ؟ ؟ ؟ بود كه به منزل رسد ؟ بو يزيد جواب نبشت « اذا
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 83 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )