گفت : از عاص بن وائل سهمى طلبى داشتم و مطالبه كردم ، گفت : اگر منكر محمّد شوى و از او برگردى طلب تو را مىدهم ، گفتم تا مرگ و رستاخيز از آن حضرت ( ص ) دست بر نميدارم ، گفت : پس در همانجا كه بسر مال و فرزند خود باز آمدم طلب تو را مىدهم ، اين چند آيه براى توصيف او نازل شد .
ترجمه :
77 اى محمّد ديدى آن مرد را كه بآيات ما كافر شد و گفت : ناچار [ بعالم ديگر ] مال و فرزند به من خواهد رسيد ؟
78 مگر او از غيب خبر دارد يا از خدا پيمان گرفته است [ كه آنچه دلخواه او است همان بشود ]
79 البتّه نه چنين است [ كه او خود را خوشدل دارد ] بلكه هر چه بگويد مينويسيم و پيرسته بر گرفتارى و آزارش ميفزائيم
80 و آنچه براى خود ميگويد و بانتظار آن هست ما به ارث ميبريم و او ميميرد ، و تنها نزد ما ميآيد
81 [ و مال و فرزند بگذارد و يكّه و تنها به محشر حاضر شود ]
82 [ اين گونه مردم كافر كه ] جز خداى معبودى گرفتند تا وسيله ى يارىشان باشد ، نه چنين است كه آنها ميپندارند چون به زودى خود منكر پرستش آنها ميشوند و ناسازگار و ضدّ آنها خواهند بود
83 اى محمّد تو مگر نميدانى كه ما ديوان را فرستاديم تا كافران را ببدى وا دارند
84 پس تو شتاب بر گرفتارىشان مكن كه ما روز و دم ايشان را ميشماريم
85 تا آن روز كه پرهيزگاران را بسوى حقّ روانه كنيم چنان كه پندارى بديدار سلطان ميروند
86 و بدكاران را بسوى دوزخ برانيم چنان كه حيوان را برانند و فرود آرند
87 و آنجا است كه كس شفاعت نتاند مگر آنكه در نزد حقّ پيمان استوار كرد
88 و [ چگونه شفاعت شوند آنها كه ] گفتند : خداوند [ آفريده اى ] بفرزندى گرفته است ،
89 چه زشت سخنى است گفته ى شما مردم كافر
90 كه ممكن است آسمان پاره شود و زمين بشكافد و كوهها بشكند و درهم ريزد
91 كه براى خدا فرزند پنداشته اند
92 چه ، سزاوار خدائى نيست كه فرزند بيارد
93 چونكه در آسمان و زمين موجودى نماند مگر كه [ بقيامت ] بنده وار بپيشگاه حقّ آيد
94 كه جملگى را شمرده است و معلومند نزد او
95 و روز قيامت هر يك به تنهائى [ بىكومك و ياور ] بحضور حقّ
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٨١