4 - آيات مربوط بمريم و پيدايش مسيح در سوره ى مائده از معجزات او را نقل كرديم و اينجا فقط قسمتى از گفته ى فريد وجدى در دائرة المعارف حرف « ع » مربوط بعيسى را نقل ميكنيم : « نقد علمى امروز روشن كرده است كه عقيده بخداوندى مسيح از بقاياى افكار قديم است كه در فارس و آشور و ليدى و بابل و ماد و هند معتقد بودهاند بخداوندى موجوداتى كه معظَّم و بزرگوار ميدانستهاند ، چنان كه غلات مسلمين معتقد بخداوندى محمّد و علىّ شدهاند و دكتر » استروس « آلمانى در كتاب خود بنام حيات مسيح گفته است عيساى مسيح وجود خارجى نداشته است شخصيّت موهومى بوده است كه در قرن اوّل عدّه اى با خود قرار داد كردند كه مجموعه ى صفات كمالى آدمى را در فردى بنام مسيح فراهم بدانند و پيشواى مقاصد خود شمارند و اين فرض تا امروز به همان اسم و وصف باقى است . مسيو » ميرن « سويسى گفته است : شخصيّت سقراط برتر از مسيح بوده است چه او در هنگام نوشيدن زهر بيتابى نكرد ولى بگفته ى انجيل مسيح در جلو دشمن و گرفتارى اظهار انزجار كرده و بيقرار بوده است . » عيسى چه آورد ؟ « وارسى علمى در دين مسيح به اين نتيجه رسيده است كه او نه يك اصل تازه و نه عبادت مخصوص غير معروفى براى مردم آورد ولى او يك كار كرده است كه پيش از آن نشده است او اعلان كرد كه ميان بشر و خدا فاصله نيست و آدمى بخداى خود بسيار نزديك است و مقرّر كرد كه خداوند پدر مهربان انسان است و آدميان فرزندان حقّ و در پناه او هستند ، و با اين بيان خود آن پرده هاى آهنين كه ميان خدا و خلق پنداشته بودند او برداشت و نابود كرد و اگر پيشوايان دين او مداخله در اين رابطه نميكردند و خود را واسطه ى ميان خدا و خلق نمىپنداشتند ، دين مسيح به چندين برابر امروز بر دلها مسلَّط ميشد . ليكن اين كشيشها ولادت و مسيحيّت و نماز و ازدواج و توبه و مرگ را بر كسى روا نداشتند و حرام دانستند مگر در حضور و بوسيله ى يكى از خود آنها و معلوم است كه اين عمل بر خلاف آن اصل عالى است كه مسيح بشر را به آن متوجّه كرده است » .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٣