تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
و البتّه آنكه پاس نعمت بدارد براى خود شكر كرده است كه خداى من [ از شكر مردم ] بينياز است و كريم 41 آنگاه گفت : تخت ملكه را تغييرى دهيد تا بنگريم كه آن را مى - شناسد يا نه ؟ 42 چون ملكه بپيشگاه آمد از او پرسيدند : آيا تخت تو اين چنين بود ؟ او گفت : گويا كه اين همان است و پيش از اين نمايش و آزمايش ما را از حشمت سليمان خبردار كرده بودند و تسليم به او بوديم 43 سليمان هم او را كه كافر بود از شرك و پرستش غير حقّ جلوگير شد و [ دستور داد ] 44 به او گفتند : به اين كاخ [ كه فضاى آن از درخشندگى و زيبائى چون دريا موج مىزند ] وارد شو ، او آنجا را كه ديد پنداشت آبى است انباشته بناچار ساق خود برهنه كرد [ كه لباستر نشود ] سليمان به او گفت [ مترس كه آب نيست ] كوشكى است صاف و درخشنده از بلَّور [ در اين - موقع ] ملكه گفت : اى پروردگار من بر خود ستم كردم و با سليمان تسليم خداوند جهانم . سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره بمكّه نازل شده است و آيات آن به حساب قاريهاى حجاز نود و پنج است ، و به حساب قرّاء بصره چهار و كوفيها نود و سه دانسته - اند ، و در « اولوا بأس شديد » و در « قوارير » اختلاف كرده‌اند كه آيت جداگانه است يا نه ؟ . « طس » 1 كشف : طاء اشاره است به طهارت قدس حقّ ، و سين اشاره بپرتو عزّت او است و خداوند به طهارت قدس خود و بپرتو عزّت خود سوگند ياد مىكند كه هر كس برحمت من اميدوار است نااميد نميشود . طنطاوى : طاء اشاره بطائر است و سين اشاره بسليمان كه در اين سوره سليمان تفقّد حال پرنده مىكند و راه تفقّد را بما ياد ميدهد . « زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ » 4 فخر : يعنى خداوند در دل آنها علم بسود و لذّت هر چيز آفريد و علم بزيان آن نيافريد . أبو الفتوح : در معنى اين جمله و دنباله ى آن دو معنى گفته‌اند : 1 - حسن بصرى و جبّائى گفته‌اند : يعنى وظايف ايشان را آراستيم بامر و نهى و بيم و نويد و