معنى لغات : « يعمهون » از مصدر عمه بفتح اوّل و دوّم بمعنى سرگردانى ، « شهاب » جرقه ى آتش ، « قبس » آن شعله و آتشى كه از آتش زياد براى هيزم افروختن برميدارند « يوزعون » از وزع بصداى بالاى واو و سكون زاى بمعنى جلوگيرى و نگهدارى ، قشونى را منظَّم كردن كه دنبال يكدگر باشند و پراكنده نشوند ، « يحطمنّكم » از حطم بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى شكستن « اوزعني » از « اوزع » يعنى تقسيم و الهام و اصلاح كرد . « تفقّد » پى گم شده و غايب رفت و جستجوى آن كرد « صرح » كاخ و قصر ، « ممرّد » از مصدر تمريد بمعنى صاف كردن ، هموار كردن ، دراز ساختن ساختمان ، از برگ پيراستن شاخه .
ترجمه : بنام خداى بخشنده ى مهربان
1 اينكه بر دل تو ميرسد آيات قرآن است و نامه اى آشكار
2 كه هدايت است و بشارت براى مردم با ايمان
3 آنان كه نماز ميگذارند و زكات ميدهند و بزندگى در عالم ديگر يقين دارند [ و آماده ى آن ميشوند ولى ]
4 آنها كه ايمان بآخرت ندارند فكر و كارشان را در نظرشان ميآرائيم تا آنجا كه سرگردان ميشوند و بكج ميروند
5 اين گونه مردم در زندگى به سختى گرفتارند و بعالم ديگر زيانى بيشتر دارند
6 [ اكنون بيقين بدان كه ] تو اين قرآن را از سوى داناى حكيم فرا ميگيرى
7 [ و بخاطرت ميآورد كه بشب در بيابان ] موسى بخانوادهء خود گفت : آتشى از دور مىبينم [ بمانيد ] تا به زودى از آن خبرى آرم يا شعلهء آتشى كه شايد خود را گرم كنيد
8 چون به آن جا رسيد اين آواز شنيد : فرخنده است آنكه درون اين آتش است و آنكه بر كناره ى آن و پاكيزه است خداوند جهانيان [ كه اينهم نماى قدرت است ]
9 اى موسى من خداى عزيز و حكيم هستم [ كه سخنم ميشنوى ]
10 عصاى خود بينداز [ تا قدرت ما بينى او انداخت ] و چون ديد كه - همچو مارى در جنبش است پشت كرده رو بفرار و برنگشت [ كه آن را بردارد به او گفتيم ] اى موسى مترس كه پيغمبران را پيش ما ترسى نيست
11 فقط او ميترسد كه ستم كرده و از پس بدى نكوكار شده است كه من [ به اين كسان ] آمرزنده و مهربانم
12 اى موسى دست خود را در گريبانت كن تا درخشنده بيرون كنى بىآتش و سوزش [ پس با
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٩