اينها كه به تو عنايت ميكنيم برو ] با نه نشانى بسوى فرعون و ملَّت او كه مردمى فاسق هستند
13 آنها چون اين نشانيها را ديدند گفتند : چه آشكار جادوئى است
14 نپذيرفتند آن را از روى ظلم و سركشى با آنكه بدل استوار داشتند و تو بينديش كه دنباله ى كار تباهكاران بكجا انجاميد [ و بچه سرنوشتى گرفتار شدند ]
15 [ اين بود نمونه اى از سرگذشت موسى اكنون گوش دار كه ] بداود و سليمان علم و پيغمبرى داديم و آنها هم گفتند : ستايش خداى را است كه ما را بر بيشتر بندگان صالح خود برترى داد
16 و سليمان جانشين و وارث داود شد و بمردم اعلام كرد : زبان پرندگان به من آموختهاند و از هر چيز بهره مندم كردهاند و البتّه اين عنايتى است و فضلى آشكار كه كس منكر آن نتواند شد
17 [ بلى ] براى سليمان از جنّ و انس و پرنده قشونى فراهم شد كه همگى جمع و جور بودند و با هم مرتّب بدون پراكندگى روانه ميشدند
18 روزى او با گروه فرمانبرانش بسر زمين مورچگان رسيدند و مورى گفت : اى موران بجايگاه خود درون شويد تا شكوه سليمان و لشكرش شما را پايكوب نكند چون اينان بىخبرند
19 سليمان از اين سخن خنديد و گفت : اى خدا شكر خود به من الهام كن تا پاس بدارم آن نعمت كه به من و مادر و پدرم داده اى [ كه اين پيغمبر شد و آن همسر و مادر پيغمبر ] و كومكم كن به آن كار نيك كه تو پسندى و مرا در دسته ى بندگان صالح خود بشمار بياور
20 [ روزى گروه سليمانى فراهم بودند ] سليمان هدهد را جست و نيافت و گفت : چرا آن را نمىبينم مگر از غايبان است ؟
21 البتّه سخت آزارش خواهم كرد يا سرش را ميبرم مگر عذرى درست و موجّه داشته باشد
22 كوتاه درنگى كرد و چيزى نگذشت كه هدهد [ حاضر شد و ] به او گفت : از جائى خبر دارم كه تو نميدانى و آن ملك ملكه ى سبا است كه آگاهى درست آن را من براى تو آورده ام
23 ديدم آنجا زنى حكومت مىكند كه از همه چيز بهره مند است و سريرى بزرگ دارد
24 ديدم بجاى خداپرستى خود و مردمش خورشيدپرست هستند و شيطان آنها را گمراه و از راه بگردانده است و اينكارشان را نيكو نمايانده است تا كه خود راه خويشتن را نيابند
25 چرا آن مردم خداى را سجده نميكنند كه نهانى در آسمان و زمين را او
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٦٠