تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
را هم گمراه كرده‌اند « 1 » . « ألَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ » 225 مجمع : يعنى در هر جور سخنى بحث ميكنند و در هر باطلى مداخله ميكنند و در مدح و ذمّ مردم غلوّ ميكنند . و كلمه ى وادى مثل است براى قسمتهاى مختلف سخن . و يهيمون يعنى در انواع سخن به دروغ سرگردان هستند . حسينى نوشته : در هر وادى سرگردان ميشوند چون نسيب و تشبيب و هزل و مطايبه و طعن در انساب و مدح نامستحقّ و هجو نالايق و افراط در مدح و ذمّ و امثال آن . در پاورقى از كمال الدّين اصفهانى نقل كرده است :
هجا گفتن ار چه پسنديده نيست مبادا كسى كالت آن ندارد
چو آن شاعرى كو هجا گو نباشد چو شيرى كه چنگال و دندان ندارد
« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا - تا آخر » 227 اسباب النزول سيوطى ابو الحسن برّاد گفت : چون اين آيه نازل شد « الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ - تا آخر » عبد اللَّه بن رواحه و كعب بن مالك و حسّان ثابت حضور پيغمبر ( ص ) رفتند و گفتند : ما شاعريم و خدا چنين گفته است و نابوديم . اين جمله ها نازل شد و پيغمبر براى آنها خواند . « وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا » 227 فخر : اين آيه را براى معرّفى عمل شعرا گفته - اند . ولى بهتر اين است كه براى دنباله ى تمام مطالب اين آيه باشد كه گرفتارى پيغمبران گذشته و آزار مردم نسبت بپيغمبر كه كاهن است و شاعر و دلدارى آن حضرت ، در آخر نتيجه ى بدكارى مخالفين پيغمبران را به اين جمله معيّن كرده است كه اينها بواسطه رفتارشان ستمگرند و عاقبت كار خود را خود به زودى خواهند دانست .
هامش
( 1 ) خداوند در اينجا دو نشانه براى فرق ميان شاعر و پيغمبر ذكر كرده يكى پيروانشان كه فاسد و گمراهند و پيروان انبياء صالح و داراى اخلاق نيكو ، دوّم اينكه انبياء قوانين و احكامى دارند و خود بدان عمل مىكنند و روى آن ايستادگى دارند و لو خونشان ريخته شود ، ولى شعرا غالبا هر روز هر چه . تقاضا كرد و پسنديدند عمل مىكنند و مىگويند ، و طريقه اى ثابت ندارند و ممدوح خود راى باندك چيز كه از آن ناراحت شوند هجو ميكنند ، و به كارهاى نكرده فخر مىكنند و اين حالت عمومى شعرا است . ( مصحّح )