سخن ما در اين آيات : 1 - آيت 213 « فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّه تا آخر » نيشابورى و ديگران چنان كه نوشتيم گفتهاند : براى تربيت مردم است ولى شايد براى تقويت قلب پيغمبر هم باشد چون اين آيه جزء سوره هاى مكّى است كه در مكّه نازل شده است و بقرينهء آيت بعد « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » معلوم مىشود از آيات سالهاى اوّل بعثت و نزول قرآن است و چون در آن دوران هنوز دل پيغمبر قوى و نيرومند بحدّ كافى بر مبارزات سخت كافران نبوده و در انتظار وسائلى بهتر براى كار خود بوده است ، و آنها قرآن را پديده ى شيطان ميناميدند و گاهى تمسخر ميكردند كه زود بر آنها عذاب رسد ممكن است اين مقاومت و تهمت آنها موجب شده است كه در دل پيغمبر گذشته باشد مدّتى ساكت بماند و دعوت بتوحيد نكند تا گشايشى برسد ، از اين جهت براى جلو گيرى از اين انديشه ى آن حضرت ابلاغ شده است كه انديشه ى سكوت مكن و حاضر مباش كه بشنوى با خدا ديگرى پرستش شود كه تو خود هم گرفتار ميشوى براى تسليم به شرك چند روزه ى آنها . و شايد به همين جهت كه نميتوانست با كافران سخنى بگويد و در انتظار گشايشى بود كه او را از سكوت منع كردند و گفتند اينهم بمنزلهء شرك است كه تو خود با خدا ديگرى را پرستيده باشى و گرفتار خواهى شد پس به او دستور رسيد اكنون كه نميتوانى با همه ى آن مردم سخن بگوئى و راهنمائىشان كنى آرام منشين و لكن خويشان نزديك خود را پند بده و آنها را از بد حادثه بترسان .
2 - آيت 224 « وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ تا آخر » راهنمائيست در برابر احسان انسان كه شعر و شاعرى مولود لطافت طبع است و شدّت احساس و قدرت بيان كه « في كلّ واد يهيمون » از هر درى سخن ميراند ولى تسليم به اين گونه احساس موجب غوايت است و راه گم كردن و سرگردانى ، ولى اين لطف طبيعت و حسن خداداد را نبايد منكر شد و ناديده انگاشت ، و هر شعر و شاعرى را نبايد غوايت دانست چون آنها كه مرد تقوى و ايمان هستند از آن دسته جدايند كه بيهوده سرايند و مردم آزار و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 454
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٤