كشف نوشته : جبرئيل پيك حضرت ، بريد رحمت ، پيغام رسان حقّ جلّ جلاله چون پيغام گذاردى گه گه به صورت ملك بودى و گه گه به صورت بشر ، اگر وحى و پيغام بيان احكام شرع بودى و ذكر حلال و حرام به صورت بشر آمدى آيت آوردى كه « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ » « أوَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ » و ذكر قلب در ميان نبودى باز چون وحى پاك حديث محبّت و عشق بودى اسرار و رموز عارفان بودى ذكر دل دلارام بودى ، جبريل به صورت ملك آمدى روحانى و لطيف ، تا بدل رسول پيوستى و اطَّلاع اغيار در آن نبودى ، حقّ تعالى چنين گفت : « نَزَّلَه عَلى قَلْبِكَ » بدان كه دل را حالهاست و مقامها : اوّل مكاشفه است پس آن مشاهدت ، پس آن معاينت ، پس آن استيلاى قرب بر دل ، پس آن استهلاك در قرب ، تا در مكاشفه است و مشاهدت جبريل در ميان گنجد امّا چون بمعاينت رسد و استيلاى قرب جبرئيل و غير او در نگنجد . ازينجا گفت مصطفى : « لي مع اللَّه وقت لا يسعني فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » جبرئيل آنجا گرت زحمت كند خونش بريز خونبهاى جبرئيل از گنج رحمت بازده .
أبو الفتوح « عَلى قَلْبِكَ » براى اين گفته است كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله خواننده نبود لذا جبرئيل قرآن بر او بخواند تا در دلش جايگير شد و ياد گرفت .
« بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » 195 مجمع 1 - يعنى به زبان عرب كه براى مردم نيازمنديهاى دينشان را نمودار مىكند 2 - به زبان قريش تا نفهمند و نگويند : ما سخن محمّد را نميفهميم 3 - يعنى زبان قبيله ى جرهم .
« وَإِنَّه لَفِي زُبُرِ الأَوَّلِينَ » 196 فخر : در مقصود از اين جمله چهار احتمال است : 1 - اين سرگذشت ملَّتهاى در گذشته كه نقل كرديم در كتابهاى پيشينيان نيز ياد شده است 2 - توصيف قرآن در كتب گذشتگان هم گفته شده است 3 - ياد و صفت محمّد در كتب گذشته آمده 4 - اين يادآورى و بيم دادن از بدى آينده در كتب نخستين آسمانى هم بوده است .
« أوَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَه عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ » 197 مجمع : علماى -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٤٤