تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
ميگيريد باميد آنكه جاويد بمانيد 130 و چون به كسى حمله كنيد و در افتيد چون ستم - گران در افتيد [ و رحم نكنيد اگر ضعيفش يابيد ] 131 بس است از خدا بترسيد و حرفم را گوش دهيد 132 از آن كس بترسيد كه شما را بدانچه خود بهتر خبرداريد مدد كرده است 133 شما را به فراوانى چهارپايان و زيادى فرزندان مدد كرده 134 و بباغستانها و چشمه ها 135 من ميترسم بر شما از عاقبت كار كه عذاب روزى بزرگ است و گريبان گيرتان مىشود 136 آنها گفتند براى ما يكسان است كه پندمان دهى يا ندهى 137 چه اينها همان روش گذشتگان يا دروغ آنها است 138 و ما را عذابى در جلو نيست 139 هر چه گفت تكذيبش كردند و لا جرم ما گرفتارشان كرديم و همه را هلاك نموديم كه اين خود نشانه اى بود [ از قدرت ما ] و بيشترشان مؤمن نشدند 140 ولى خداى تو برتر است و مهربان [ كه گناهكار را گرفتار مىكند و توبهء پرهيزگار را ميپذيرد ] 141 و ملَّت ثمود هم پيغمبران را تكذيب كردند 142 چون مردى از آنها بنام صالح گفت : چرا پرهيزگار نيستيد ؟ 143 من از سوى خدا پيامبرم با امانت و درستى براى شما 144 پس از عذاب خدا بپرهيزيد و آنچه گويم گوش كنيد 145 و مزد هم نميخواهم كه پروردگار جهان عهده دار آن است ، [ شما به خود آئيد و بينديشيد كه ] 146 آيا شما در آنچه اينجاست [ از آبها و باغها و درختان خرماى بارور لطيف و مطبوع ] در امن و امان بجاى ميمانيد و عاقبتى نداريد 147 در اين باغستانها در اين چشمه سارها 148 در اين مزرعه ها و نخلستانهاى زيبا ؟ 149 خيال ميكنيد كه ماندنى هستيد كه از سنگ كوه خانه ها ميتراشيد تا با غرور نشاط در آن بسر بريد ؟ 150 از خدا بترسيد و سخنان من را بپذيريد 151 و روش مسرفين پيش نگيريد 152 كه شيوه ى آنها فساد ملك و ملَّت است و با صلح و سازش سر و كار ندارند 153 آنها گفتند تو جادو شده اى [ و خرد خود گم كرده اى ] 154 تو جز آدمى همانند ما نيستى و برترى ندارى و اگر از راستگويان هستى نشانه اى بما بنما 155 او گفت : اينك اين شتر ماده نشانه است كه يك نوبت اين آب را او بنوشد و روز معيّنى هم مال شما 156 و البتّه او را آزار نكنيد كه به عذاب روزى هولناك گرفتار