و خوشگذارنى ، « القالين » از مصدر « قلو » بفتح اوّل و سكون دوّم يعنى در ماهىتابه كباب كردن ، « لا تعثوا » از مصدر « عثو » بر وزن فعول بضمّ اوّل و دوّم بمعنى كوشش در خرابكارى و گردنفرازى و بيدينى ، « كسفا » جمع كسفه بكسر اوّل و سكون دوّم بمعنى پاره و تكّه از هر چيز .
ترجمه :
105 [ و نيز از مردم كج انديش ] ملَّت نوح بود كه سخن پيغمبران را دروغ ميدانست
106 آنگاه كه نوح [ پيغمبرى ] از خودشان بود گفت : چرا پرهيزگار نيستيد ؟
107 من براستى فرستادهء خدايم بر شما و درستكردارم
108 از خدا بترسيد و سخن من گوش كنيد
109 از شما اجر و پاداشى نميخواهم چه آن را آفريدگار جهانيان عهده دار است
110 پس از او بترسيد و از من بپذيريد
111 آنها گفتند : ما ايمان آوريم به تو و حال آنكه پيروان تو مردمى فرومايهاند [ پس چگونه شود كه پيرو تو و پيوست به آنها شويم ]
112 او گفت : [ اگر خردى داريد ميدانيد ] من از كار آنها خبر ندارم
113 و رسيدگى آن با خداى من است اگر بينديشيد
114 و من نتوانم آنها را از خود برانم
115 چه وظيفه اى ندارم جز كه بيم و نويد دهنده ام
116 آن مردم گفتند : اى نوح اگر از سخنان خود دست بر ندارى تو را از خود ميرانيم و آزارت ميكنيم
117 او به خدا ناليد كه قبيله ى من مرا دروغگو ناميدند
118 تو براى من گشايشى فراهم ساز و با مؤمنين از اين گرفتارى آسودهام كن
119 ما هم او و هم يارانش را در يك كشتى كه پر بود نجات داديم
120 و سپس دگران را به آب خفه و غرق كرديم
121 البتّه در اين حادثه نشانه اى از قدرت ما بود و بيشترشان ايمان نياوردند [ و هلاك گشتند ]
122 و آرى خداى تو البتّه هم قاهر و غالب است و هم رحيم و مهربان
123 مردم عاد هم پيغمبران را تكذيب كردند
124 آنزمان كه همشهرى و فاميلشان آنها را گفت آيا دست از شرك بر نميداريد
125 من براى شما پيغمبرى امين هستم
126 از خدا بترسيد و دعوت مرا بپذيريد
127 من از شما هيچگونه بهره اى و مزدى نميخواهم تنها خدا است كه به من پاداش خواهد داد كه پروردگار همهء جهانيان است
128 آيا سر هر تپه و بلندى علامتى بنا ميكنيد براى بازى و لهو
129 و قصرها براى خود
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٢٨