تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
و خوشگذارنى ، « القالين » از مصدر « قلو » بفتح اوّل و سكون دوّم يعنى در ماهىتابه كباب كردن ، « لا تعثوا » از مصدر « عثو » بر وزن فعول بضمّ اوّل و دوّم بمعنى كوشش در خرابكارى و گردنفرازى و بيدينى ، « كسفا » جمع كسفه بكسر اوّل و سكون دوّم بمعنى پاره و تكّه از هر چيز . ترجمه : 105 [ و نيز از مردم كج انديش ] ملَّت نوح بود كه سخن پيغمبران را دروغ ميدانست 106 آنگاه كه نوح [ پيغمبرى ] از خودشان بود گفت : چرا پرهيزگار نيستيد ؟ 107 من براستى فرستادهء خدايم بر شما و درستكردارم 108 از خدا بترسيد و سخن من گوش كنيد 109 از شما اجر و پاداشى نميخواهم چه آن را آفريدگار جهانيان عهده دار است 110 پس از او بترسيد و از من بپذيريد 111 آنها گفتند : ما ايمان آوريم به تو و حال آنكه پيروان تو مردمى فرومايه‌اند [ پس چگونه شود كه پيرو تو و پيوست به آنها شويم ] 112 او گفت : [ اگر خردى داريد ميدانيد ] من از كار آنها خبر ندارم 113 و رسيدگى آن با خداى من است اگر بينديشيد 114 و من نتوانم آنها را از خود برانم 115 چه وظيفه اى ندارم جز كه بيم و نويد دهنده ام 116 آن مردم گفتند : اى نوح اگر از سخنان خود دست بر ندارى تو را از خود ميرانيم و آزارت ميكنيم 117 او به خدا ناليد كه قبيله ى من مرا دروغگو ناميدند 118 تو براى من گشايشى فراهم ساز و با مؤمنين از اين گرفتارى آسوده‌ام كن 119 ما هم او و هم يارانش را در يك كشتى كه پر بود نجات داديم 120 و سپس دگران را به آب خفه و غرق كرديم 121 البتّه در اين حادثه نشانه اى از قدرت ما بود و بيشترشان ايمان نياوردند [ و هلاك گشتند ] 122 و آرى خداى تو البتّه هم قاهر و غالب است و هم رحيم و مهربان 123 مردم عاد هم پيغمبران را تكذيب كردند 124 آنزمان كه همشهرى و فاميلشان آنها را گفت آيا دست از شرك بر نميداريد 125 من براى شما پيغمبرى امين هستم 126 از خدا بترسيد و دعوت مرا بپذيريد 127 من از شما هيچگونه بهره اى و مزدى نميخواهم تنها خدا است كه به من پاداش خواهد داد كه پروردگار همهء جهانيان است 128 آيا سر هر تپه و بلندى علامتى بنا ميكنيد براى بازى و لهو 129 و قصرها براى خود