تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
اى همه پوسيده « 1 » در كون و فساد جان باقىتان نروئيد و نزاد
گر بگويم شمّه اى ز آن نغمها جانها سر بر زند از دخمه ها
گوش را نزديك كن كان دور نيست ليك نقل آن به تو دستور نيست
هين كه اسرافيل وقتند اوليا مرده راز ايشان حيات است و نما
جانهاى مرده اندر گور تن بر جهد ز آوازشان اندر كفن
گويد اين آوا ، ز آواها جداست زنده كردن كار آواز خدا است
ما بمرديم و بكلَّى كاستيم بانگ حقّ آمد همه برخاستيم
مطلق آواز خود از شه بود گرچه از حلقوم عبد اللَّه بود
« أفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ » 102 طبرى : يعنى آيا كافران گمان كرده‌اند : بندگان ما را كه معبود خود كرده‌اند دوست خود قرار داده‌اند ؟ نه چنين است بلكه آن معبودها دشمن اين كافران هستند و از عليّ عليه السّلام و عكرمه و مجاهد نقل شده است « فحسب » با سكون سين و ضمّ باء قرائت فرموده يعنى آيا كافى است و بس است براى كافران كه بنده و مخلوق ما را دوست و معبود خود بدانند ؟ . « بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا » 103 طبرى : عبد اللَّه بن قيس گفت : شنيدم كه عليّ عليه السّلام ميفرمود : مقصود آن راهبها هستند كه خود را در ديرها زندانى مىكنند . مجمع : عيّاشى نقل كرده است : ابن الكواء از عليّ عليه السّلام مقصود از اين آيه را پرسيد ، فرمود : آن اهل كتاب هستند كه كافر شدند و از خود چيزها در دين آوردند و مردم خوارج نيز از آنها بدور نيستند . « ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ » 106 طبرى : يعنى آن كافران سزاشان جهنّم است مجمع : يعنى قضيّه و مطلب همين است كه گفتيم اين گونه مردم همه كارشان بيهوده است و بپيشگاه حقّ ارزش ندارند جمله ى بعد آغاز سخن است كه سزاى
هامش
( 1 ) در پاورقى تفسير حسينى « پوشيده » با شين نقطه دار است . ( عاملى )