تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
همانچه در آيه است كه ملَّتى بواسطه ى كفر و كجى نابود شدند . « لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ » 40 يعنى آبادانى سدوم در منطقه ى شام از قوم لوط بوده‌اند كه گرفتار سنگ باران شده‌اند و اعراب در تجارت شام مكرّر از آنجا گذر كرده‌اند . حسينى در پاورقى : رودكى ميگويد :
هر كه ناموخت از گذشت روزگار هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
« اتَّخَذَ إِلهَه هَواه » فخر : يعنى آنچه را ميخواهد ميپرستد يا خدائى انتخاب كرده است كه ميخواهد ، و بعضى گفته‌اند : يعنى خواسته ى خود را خداى خود كرده است ، سعيد جبير گفته است : عرب بتى ميپرستيد و چون بهتر از آن چيزى ميديد آن را رها ميكرد و اين را ميپرستيد « 1 » . پاورقى حسينى : اگر كسى بخواب بيند كه خدا مرده است تعبيرش اين است كه آن كس را حضورى با خدا و توجّه قلبى بوده است و آن حضور و توجّه از دل او بيرون شده است . ولى جامى گفته است بمقتضاى اين آيه كه كسى خواستهء خود را خداى پندارد ممكن است چون يكى از اين گونه خواسته ها از دل او بيرون شود در خواب بيند كه اين خداى او مرده است و نشانه ى اين باشد كه حضور قلب او و توجّهش بحقّ بيشتر شده است . « أفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْه وَكِيلًا » 43 فخر : يعنى گمان ميكنى كه ميتوانى از پيروى هوى و هوس جلوگير چنين كسان باشى با اينكه چنين توانائى ندارى ، و نظير اين آيه اين آيات است : « لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ . . . ، ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ . . . ، لا إِكْراه فِي الدِّينِ » و كلبى گفته است اين آيه بآيات دستور جنگ نسخ شده است « 2 » .
هامش
( 1 ) بتپرست در حقيقت هوىپرست است زيرا آنچه هواى او خواسته پيروى كرده و الَّا هيچ دليل عقلى و منطقى بر عقيده خود ندارد و برهانى نميتواند آورد بر درستى اين انديشهء خود لذا معبودش هواى نفس اوست . ( مصحّح ) ( 2 ) آيهء مورد بحث و اين سه آيه كه « لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ » « ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ » و « لا إِكْراه فِي الدِّينِ » باشد منافاتى با آيات جهاد ندارد تا اينكه قائل بنسخ آنها شويم . چه اين گونه آيات حقيقتى لا يتغيّر را بيان مىكند و آن اينكه نميشود به زور عقيده اى را تحميل كرد هر چند حقّ و درست باشد ، زيرا بايد دل شخص منكر آن را بپذيرد و با زور كار به عكس مىشود و راه پذيرش بر او بيشتر بسته مىشود ، و أمّا آيات جهاد با كفّار نه براى اينستكه آنها به زور عقيدهء بتوحيد را قبول كنند بلكه براى ترساندن معاندين است كه بترسند و مزاحم دعوت پيغمبر نباشند و براى دفع است نه براى جذب لذا مىبينيم كه ميفرمايد « قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّه الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ . وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ، وَلا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوكُمْ فِيه فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ . فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ . وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّه فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ . الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّه وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه مَعَ الْمُتَّقِينَ » سورهء بقره 190 الى 194 ( ترجمه آيات در مجلَّد اوّل گذشت ) هر كس در اين آيات و نظائرش تأمّل كند خواهد ديد كه فشار و اعمال قدرت آنوقت است كه دشمن ابتدا كرده باشد لذا براى دفع خطر و رفع شرّ او دستور جهاد آمده و هرگاه طرف دست از مقاتله برداشت حكم عوض مىشود چنان كه فرمود « فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » « فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ » و آنان كه زور را يكى از عوامل تبليغ دانسته‌اند سخت در اشتباه‌اند و از اصول مذهب حقّ كه « جبر نيست » غافلند ، خداوند نخواسته است هيچكس از افراد انسان اجبارا ايمان آرد يا عقيده اى را بپذيرد . پس در اين صورت هيچگونه منافاتى ميان آيات جهاد و اين آيات نيست ، و بالاخره در زمان پيغمبر اكرم ( ص ) جنگ تهاجمى براى ايمان آوردن كفّار نداريم و اگر در موردى بعض مورخين چنين چيزى نقل كرده باشد بايد تحقيق كرد آيا تمام مطلب را نقل كرده و مقدّمات آن را هم ذكر كرده يا فقطَّ اكتفا بلشكر كشى پيغمبر اسلام كرده و مقدّمات آن را رها كرده و نگفته كه اين توهّم پيش آمده است . و اين را هم بايد دانست كه اگر عقيده تحميل شود و به زور كسى را وادار كنيم ايمان آرد جز اينكه كافريرا منافق كرده‌ايم كارى صورت نگرفته و منافقين خود خطرشان از كفّار بمراتب بيشتر است . و آياتيكه ظاهرش بر خلاف آيات ذكر شده از سورهء بقره است و عموم و اطلاق دارد مثل « قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً » يا « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ » و نظائرش همه به اين آيات تخصيص خورده و مقّيد شده . و البتّه فقهاء عظام از ظاهر آيات و روايات استفاده كرده و بدون ذكر شرطى قتال با مشركين را جائز بلكه واجب ميشمرند ولى در كتب كلامى ذكر ميكنند كه ايمان بايد بطوع و رغبت باشد نه الجائى و اجبارى . ( مصحّح )