تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
جامه هاى زركشى را بافتن درّها از قعر دريا يافتن
خردكاريهاى علم هندسه يا نجوم و علم طبّ و فلسفه
كه تعلَّق با همين دنيىستش ره بهفتم آسمان بر نيستش
اين همه علم بناى آخر است كه عماد بود گاو اشتر است
بهر استبقاى حيوان چند روز خوانده علمش احمقان بىفروز
علم راه حقّ و علم منزلش صاحب دل داند آن را با دلش
پس در اين تركيب حيوان لطيف آفريد و كرد با دانش اليف
نام كالانعام كرد آن قوم را ز انكه نسبت كو ، بيقظه نوم را
روح حيوانى ندارد غير نوم حسهاى منعكس دارند قوم
لا جرم اسفل بود از سافلين ترك او كن « لا أُحِبُّ الآفِلِينَ » زان كه استعداد تبديل و نبرد بودش از پستى و آن را فوت كرد
باز حيوان را چو استعداد نيست عذر او اندر بهيمى روشنى است
ماند يك قسم دگر در اجتهاد نيم حيوان نيم حىّ بارشاد
روز و شب در جنگ و اندر كشمكش كرده چاليش اوّلش با آخرش
همچو مجنون در تنازع با شتر گه شتر چربيد و گه مجنون حرّ
« وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً لِنُحْيِيَ » 48 طبرى يعنى آب پاك فرستاديم تا زمين خشك را كه چيزى نروئيده زنده كنيم . مجمع : يعنى آبى كه خود پاك است و هم پاك كننده ى دگر چيزها است . « صَرَّفْناه بَيْنَهُمْ » 50 طبرى : ابن زيد گفته است : يعنى گاهى به جائى و گاهى به جائى ديگر ميباريم ، فخر : چند جور معنى شده است : 1 - باران به رود هاروان كرديم تا مردم در زراعت و نوشيدن و ديگر سودها از آن بهره مند شوند 2 - ابو - مسلم گفته است : يعنى اين نشانه هاى توحيد كه ابر و باد و باران و آفتاب و سايه و ديگر نشانه هاى توحيد است ميان مردم ميگردانيم ، 3 - اين گونه يادآوريها را ميان مردم بوسيله ى قرآن و ديگر كتب آسمانى گردانديم و به همه رسانديم .