فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً ( 50 ) وَلَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً ( 51 ) فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَجاهِدْهُمْ بِه جِهاداً كَبِيراً ( 52 )
معنى لغات : « حِجْراً مَحْجُوراً » يعنى ممنوع و جلوگير شده « تَتْبِيراً » هلاك و نابود كردن ، « سبات » خواب ، « طهور » مصدر است و نام آنچه وسيله ى پاك كردن است يا آنچه در ظاهر پاك كننده است .
ترجمه :
21 آنها كه سراى ديگر و ديدار حقّ را قبول ندارند ميگويند : چرا براى ما فرشته فرود نميآيد و چرا خدا را نمىبينيم ؟ [ كه وظائف مان را بگويد ] البتّه آنها بدل گردنفرازى كردند و به زبان تجاوز و سركشى از حدّ بيرون بردند كه چنين توقّعهائى كردند
22 و آن روز كه ملائكه را ببينند مژده و خبر خوش نميشنوند ولى فريادشان بلند مىشود و ميگويند ايكاش جلو اينها را بگيرند و ما را آسوده كنند
23 و چنين روزى آنچه را كه نيكى پنداشتهاند جملگى را نابود كنيم و بباد دهيم
24 و آنها كه بهشتى هستند جائى نيكو و خوابى و آسايشى خوش دارند
25 و آن روز كه آسمان و ابرش بشكافد و فرشتگان را فرو آرند
26 در آن روز پادشاهى بحقّ و عدالت مختصّ خداوند است و بر كافران روزى است بس دشوار
27 و در آن روز است كه ستمگر دست خود را ز افسوس بدندان بگزد و گويد : اى كاش براهى كه پيغمبران گفتند مى - رفتم
28 و گول دوستى اين و آن را نميخوردم
29 كه مرا جلوگير شد و گمراه ساخت از پيروى قرآن و حقيقت بعد از آنكه درستى آن را شناختم البتّه شيطان است كه آدمى را بيچاره مىكند [ و رو گردان از دين تا آنجا كه ]
30 پيغمبر شكايت مىكند و ميگويد : اى خدا اين مردم قرآن را رها كردند و بيهوده پنداشتند و متروك گذاشتند
31 [ البتّه چنين است آئين آفرينش كه ] هر پيغمبرى را دشمنى از گناهكاران و نافرمانان بوده است لكن خداى تو كافى رهبر است و بهتر ياور
32 اين كافران و منكرين تو ميگويند چرا قرآن بيكبارگى بر محمّد نازل نشد ؟ بلى چنين است كه آن را اندك اندك آورديم تا در دل تو جايگير شود و آرامشى براى تو باشد
33 و نيز نياوردند براى تو داستانى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٧٣