« و ما يستطيعون صرفا » مجمع : با ياء به صيغه ى غايب خواندهاند يعنى آن معبودها نميتوانند عذاب را از شما دور كنند و با تاء به صيغه ى خطاب قرائت حفص است يعنى شما كافران نميتوانيد عذاب را از خود دور كنيد .
« وَجَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أتَصْبِرُونَ » 20 طبرى : در برابر اعتراض كافران كه چرا پيغمبر در بازار پى كسب و كار ميرود و باغ و عمارت ندارد ؟ اين جمله گفته شده است كه ما بعضى را وسيله ى آزمايش بعضى ديگر قرار داديم كه يكى پيغمبر و ديگرى پادشاه و ديگرى فقير است تا معلوم شود كداميك بسرنوشت خود راضى است و چگونه سازگار و شكرگزار است و از پيغمبر پيروى مىكند و با اينكه او چيزى ندارد كه بمردم بدهد فقط براى اطاعت امر فرمانش را ميپذيرد و طمعى ندارد و البتّه اگر پيغمبر سرمايه - دار بود بطمع مال ، بسيارى از مردم پيرو او ميشدند تا از او استفاده ى مادّى كنند .
مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى مالدار را وسيله ى آزمايش فقير كرديم كه ميگويد : اگر خدا ميخواست من را هم مثل او سرمايه دار ميكرد و همچنين كور را ببينا و بيمار را بتندرست ميآزمائيم كه معلوم شود شكيبا هستند يا بىتابى مىكنند .
مقاتل گفته است : يعنى مسلمين فقير را بأعراب سرسخت ميآزمائيم كه ميگفتند : اين پيروان محمّد مردم پست و زير دستان ما هستند كه سخن او پذيرفتند تا معلوم شود كه شما فقراى مسلمان چه اندازه شكيبا هستيد . ابن جريج گفته است يعنى هر - دسته اى را آزمايش ميكنيم تا معلوم شود كه فقير در فقر خود شكيبا است و نافرمانى نميكند و سرمايه دار نيز فرمانبر است و سركشى و طغيان نميكند و جمله ى بعد « كانَ رَبُّكَ بَصِيراً » دنباله ى همين مطلب است كه خدا مىبيند و ميداند كه مصلحت براى يكى نادارى است و براى ديگرى بينيازى است و هم مىبينيد كى در اين آزمايش شكيبا و سر به راه است و كى بيتاب است و از راه زندگى بدر ميرود .
ابو الفتوح : مقاتل گفته است : اين آيه براى أبو جهل و وليد بن عقبه و عاص ابن وائل و نضر بن حارث نازل شد كه چون ديدند عبد اللَّه مسعود و عمّار ياسر و صهيب ، و بلال و عامر بن فهر مسلمان شدهاند گفتند : شايسته نيست كه مسلمان
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 369
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦٩