على نور است و اين تاريكيها روى تيرگيهاى ديگر . نظم :
مؤمنين از تيرگى دور آمدند
لا جرم نور على نور آمدند
كافر تاريك دل را نكبت است
حال و كارش ظلمت اندر ظلمت است
سخن ما : در اين آيات : 1 - آيت 21 « لا يَأْتَلِ - تا آخر » ممكن است كه « يأتل » از مصدر « ايتلاء » بمعنى كوتاهى در كار و خطاى در كار باشد و اگر بمعنى سوگند باشد و آنچه در جهت نزول نقل كرديم درست باشد ، در هر صورت شايد اين آيه يك راهنماى عمومى است كه هر كس داراى فضل يعنى زيادى يا باقى مانده ى مال بود اگر آمرزش و آسايش ميخواهد بايد بمردم فقير و خويشاوندان از مال خود بدهد و هم بمهاجرين در راه خدا كه نادار باشند مثل آنها كه براى كارهاى مفيد به حال خود و مردم ترك خانه و ميهن خود ميكنند .
2 - آيت 23 « إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ - » تا آخر خوب نشان ميدهد نتيجه ى فكر و سخن بسيارى از مردم كه دور هم مىنشينند و از روى حسد و عداوت يا تعصّب يا فقط بيهوده سرائى زن و مرد بيگناه را بزبانهاى جوروا جور به كارهاى زشت و ناپسند متّهم ميكنند و مجلسى از اين گونه مردم فراهم نميشود مگر كه كسى را مردم فراهم نميشود مگر كه كسى را متّهم ميكنند و ميگويند و ميخندند و خود را مؤمن ميدانند و از مسجد و عبادت مستحبّ غفلت نميكنند ، جمله هاى « يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ - تا آخر » ميگويد اعضاى بدن اين گونه مردم جملگى شاهد بر اين كار زشتشان خواهد شد و بآزارى سخت گرفتارشان خواهد كرد .
3 - آيت 26 « الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ - تا آخر » مردم را جور مىكند و معرّفى مينمايد كه زشت پسند با مردم و خوى زشت سر و كار دارد و آنكه پاك است و از خوى بد بدور با افكار و اشخاص پاك و منظَّم آميزش مىكند و خوى ميگيرد ، چنان كه اگر بافراد يك جمعيّت يا يك دستگاه يا يك تشكيلات باريكبين شويم مىبينيم حدّ مشترك ، و رابطه ى مخصوصى ميان افراد آن بوده است كه دور هم جمع شدهاند يا جمعشان كردهاند و سازمانى درست كردهاند تا آن حدّ مشترك و نشانه ى همگانى آنها به